زنگ خطر در کلاس‌های دانشگاهی؛ مهارت خواندن دانشجویان رو به زوال است

شنبه 23 خرداد 1405 - 16:00
مطالعه 3 دقیقه
دانشجو درحال خواندن کتاب
روایت تازه‌ای از کلاس‌های دانشگاهی نشان می‌دهد مهارت خواندن پیوسته برای بخشی از دانشجویان امروز به مهارتی دشوار و فرسایشی تبدیل شده است.
تبلیغات

در کلاس‌های درس امروز، مسئله فقط سختی متون درسی نیست؛ گاهی خودِ «خواندنِ پیوسته» به چالشی جدی تبدیل شده است. در گزارشی تازه از نشریه Chronicle of Higher Education، تایلر یَگت، نویسنده و مدرس ادبیات دانشگاه، تجربه‌ای را روایت می‌کند که نشانه‌ای از تغییرات عمیق در مهارت‌های شناختی دانشجویان است.

یَگت در گزارش خود بر تجربه مستقیمش در کلاس درس تکیه می‌کند و از شکافی عمیق میان انتظارات آموزشی و توان واقعی برخی دانشجویان سخن می‌گوید؛ شکافی که به گفته او دیگر نمی‌توان آن را صرفاً به تفاوت‌های فردی یا مشکلات موردی نسبت داد، بلکه نشانه‌ای از روند گسترده‌تر و ساختاری در مهارت‌های سواد خواندن و نوشتن است.

یگت در تجربه تدریس خود می‌گوید هیچ‌یک از دانشجویانش نتوانسته‌اند یک مقاله ۲۰ صفحه‌ای محول‌شده را به‌طور کامل مطالعه کنند؛ متنی که او در دوران دانشجویی خود بدون دشواری آن را می‌خوانده است. یکی از دانشجویان نیز توضیح داده که حین مطالعه، پیوسته رشته اصلی بحث را از دست می‌داده است؛ مشکلی که به گفته او در میان بسیاری از همکلاسی‌ها نیز دیده می‌شود.

این تجربه‌های کلاسی با داده‌های ملی هم هم‌خوان است. براساس ارزیابی سال ۲۰۲۴ در آمریکا، نمرات خواندن دانش‌آموزان پایه دوازدهم به پایین‌ترین سطح از سال ۱۹۹۲ رسیده است. حدود یک‌سوم آن‌ها حتی به سطح پایه خواندن نمی‌رسند و در درک ساده‌ترین مفاهیم یک متن مشکل دارند. در مقاطع پایین‌تر هم وضعیت مشابه است؛ به‌طوری که حدود ۷۰ درصد دانش‌آموزان پایه چهارم در سطح مطلوب خواندن قرار ندارند.

یَگت در تحلیل خود تأکید می‌کند: «آنچه در کلاس درس مشاهده می‌کنم دیگر برداشت شخصی نیست، بلکه نشانه تغییر نسلی قابل‌اندازه‌گیری است؛ اما دانشگاه‌ها به جای اصلاح ساختاری، با راه‌حل‌های موقت و فرسایشی به آن پاسخ می‌دهند.»

هم‌زمان با این روند، گسترش هوش مصنوعی مولد نگرانی‌ها را تشدید کرده است. بسیاری از دانشجویان از این ابزارها برای خلاصه‌سازی یا فهم بهتر متون استفاده می‌کنند؛ موضوعی که به وابستگی به پاسخ‌های آماده دامن زده است.

در موارد دیگر، فناوری برای تولید کامل تکالیف یا حل مسائل به کار می‌رود؛ رفتاری که برخی استادان آن را مصداق تقلب سیستماتیک می‌دانند. هم‌زمان، همکاری برخی دانشگاه‌ها با شرکت‌های فناوری نیز دسترسی به این ابزارها را در آموزش آسان‌تر کرده است.

سپردن فرآیند فکر کردن به چت‌بات‌ها، دانشجویان را برای کارهای سطح بالاتر آزاد نمی‌کند؛ بلکه ظرفیت شکل‌گیری تفکر عمیق را تضعیف می‌کند

در سطح پژوهشی نیز نتایج متناقض است؛ برخی مطالعات اولیه از بهبود یادگیری گفته بودند، اما بخشی از آن‌ها بعداً زیر سؤال رفت یا پس گرفته شد، درحالی‌که پژوهش‌های دیگر به اثرات منفی مانند کاهش تفکر انتقادی و ضعف حافظه اشاره دارند.

یکی از مطالعات مورد اشاره، تحقیق موسسه فناوری ماساچوست است که نشان می‌دهد استفاده از چت جی‌پی‌تی در انجام وظایف نوشتاری با کاهش فعالیت مغزی در نواحی مرتبط با خلاقیت همراه بوده است. از سوی دیگر، بخش قابل‌توجهی از کاربران قادر به یادآوری حتی یک جمله از متنی که خود تولید کرده بودند نبودند؛ یافته‌ای که پژوهشگران آن را نشانه کاهش درگیری شناختی فعال تفسیر کرده‌اند.

عامل دیگری که در تحلیل مطرح می‌شود، گوشی‌های هوشمند است. پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند حتی حضور فیزیکی گوشی در نزدیکی فرد، بدون استفاده مستقیم، می‌تواند ظرفیت شناختی و تمرکز را کاهش دهد.

براساس این دیدگاه، مشکلاتی مانند ناتوانی در دنبال کردن متون طولانی ممکن است صرفاً مسئله‌ای آموزشی نباشد، بلکه با تغییرات عمیق‌تر در الگوهای توجه و پردازش شناختی مرتبط است. در این چارچوب، توانایی تمرکز پایدار مهارتی تلقی می‌شود که مانند سایر توانایی‌های شناختی، با تمرین تقویت و در صورت عدم استفاده تضعیف می‌شود.

نویسنده در بخش پایانی استدلال می‌کند که دانشگاه‌ها به جای مواجهه ساختاری با این مسئله، آن را به مسئولیت فردی مدرسان تبدیل کرده‌اند. او توضیح می‌دهد که ناچار شده است متون درسی را کوتاه‌تر و بخش‌هایی از آموزش مهارت‌های پایه خواندن و تحلیل را در کلاس بازسازی کند؛ اقدامی که به باور او سطح آموزش دانشگاهی را تحت فشار قرار می‌دهد.

به گفته یگت، هدف آموزش تحلیل صرفاً تولید پاسخ نهایی نیست، بلکه ایجاد توانایی مواجهه با متن‌های پیچیده و تقویت توان شناختی است. در این چارچوب، وابستگی بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند به جای تسهیل یادگیری، روند شکل‌گیری این توانایی‌ها را تضعیف کند.

گزارش در نهایت تصویری از یک چالش چندلایه ارائه می‌دهد: کاهش مهارت خواندن، تغییر الگوهای یادگیری با ورود هوش مصنوعی، و اثرات فناوری‌های دیجیتال بر تمرکز؛ ترکیبی که به گفته برخی مدرسان، نظام آموزش عالی را با پرسش‌های بنیادین درباره آینده یادگیری روبه‌رو کرده است.

نظرات