چرا هفتهها هفت روز دارند؟
خلاصه مقاله:
- هفته هفتروزه برخلاف تصور رایج، یک تقسیمبندی طبیعی و ثابت در تاریخ انسانها نبوده و در تمدنهای مختلف شکلهای متفاوتی از زمانبندی وجود داشته است. بسیاری از تمدنهای باستانی مانند چین، بابل و آمریکای مرکزی، هفتههایی با طولهای ۵، ۱۰ یا حتی ۱۳ روزه داشتهاند.
- عدد هفت احتمالاً از سنتهای بابلی و باورهای مذهبی، بهویژه روایتهای دینی، وارد ساختار زمان شده و سپس گسترش یافته است. با گسترش مسیحیت و امپراتوری روم، هفته هفتروزه بهتدریج در بخش بزرگی از جهان تثبیت شد.
- در طول تاریخ حتی تلاشهایی برای تغییر این نظام، مانند تقویم دهدهی در انقلاب فرانسه، انجام شد اما دوام نیاورد. در نهایت، هفته هفتروزه به دلیل ترکیب سنت تاریخی، مذهب و کاربرد عملی، به شکل استاندارد جهانی امروز تبدیل شده است.
برخی واحدهای زمان در میان فرهنگها و تمدنهای مختلف تقریباً جهانی هستند. بیشتر انسانها در طول تاریخ مفهومی به نام «سال» را با طول حدود ۳۶۵ روز پذیرفتهاند، زیرا این بازه زمانی بهطور طبیعی با چرخه فصلها و بازگشت خورشید به موقعیت مشابه در آسمان نسبت به ستارگان همراستا است.
همین موضوع درباره «ماه» نیز صدق میکند؛ حدود ۳۰ روز طول میکشد تا ماه کامل به تدریج کمنور، ناپدید و دوباره ظاهر شود. همچنین «روز» نیز بهطور طبیعی معادل ۲۴ ساعت است و به چرخش زمین نسبت داده میشود.
اما همه واحدهای زمانی چنین بدیهی نیستند. برای مثال، تقسیم روز به ۲۴ ساعت، و هر ساعت به ۶۰ دقیقه و هر دقیقه به ۶۰ ثانیه، بیش از آنکه ضرورتی طبیعی باشد، میراثی از نجوم باستانی بابلی و مصری است. نکته جالب این است که مفهوم «ثانیه» نیز تا قرن شانزدهم میلادی کاربرد گسترده نداشت.
در این میان، «هفته هفتروزه» یکی از فراگیرترین تقسیمبندیهای زمان در جهان است. اما پرسش اصلی این است: چرا عدد هفت انتخاب شد؟ عدد هفت نه بهراحتی قابل تقسیم است، نه ارتباط مستقیمی با چرخه ماه یا سال دارد، و نه از نظر ریاضی انتخاب سادهای محسوب میشود.
نخستین تقویمها و نبود مفهوم هفته
قدیمیترین تقویمهای شناختهشده در زمین، اساساً مفهومی به نام هفته نداشتند. تفسیر ذهن سازندگان نوسنگی مکانهایی مانند گوبکلیتپه دشوار است، اما به نظر میرسد در آن دوران، تقسیمبندی ماه به چرخههای ۲۹ یا ۳۰ روزه بیشترین پیشرفت ممکن بوده است.
با گذشت چند هزار سال، در برخی تمدنها تقسیمبندیهای زمانی کوچکتر از ماه و بزرگتر از روز شکل گرفت. برای نمونه، در استونهنج، ماههای ۳۰ روزه به سه بخش ۱۰ روزه تقسیم میشدند. در مصر نیز نظامهای مشابهی با ساختارهای دهدهی وجود داشت. در امپراتوری آشور نیز دورهای به نام هاموشتوم (hamuštum) شناخته میشد که طول آن بهطور دقیق مشخص نیست، اما احتمالاً بین ۶ تا ۱۰ روز بوده و ممکن است بسته به ماه تغییر میکرده است.
در جنوب آشور، بابلیها نیز نوعی چرخه هفتروزه را در برخی دورهها به کار میبردند. هرچند این نظام همیشه دقیق و منظم نبود، زیرا تقسیم ۳۰ روز بر ۷ بهطور کامل امکانپذیر نیست و گاهی هفتهها ۹ یا ۱۰ روز طول میکشید. بااینحال، بابلیها هر روز هفتم را ساباتو (sapattu) مینامیدند؛ واژهای که شباهت آشکاری با «سبت» دارد و از نظر زبانشناسی نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
احتمالاً یکی از نخستین شواهد نسبتاً منسجم از شکلگیری هفته هفتروزه، در روایت آفرینش کتاب سفر پیدایش دیده میشود
احتمالاً یکی از نخستین شواهد نسبتاً منسجم از شکلگیری هفته هفتروزه، در روایت آفرینش کتاب سفر پیدایش (Genesis) دیده میشود؛ جایی که جهان در شش روز خلق و روز هفتم بهعنوان روز استراحت یا شبات (Sabbath / Shabbat) معرفی میشود. این ساختار بعدها از طریق مسیحیت و امپراتوری روم در غرب، و اسلام در شرق، گسترش یافت و به تدریج به الگوی غالب جهانی تبدیل شد.
جهانهای بدون هفته هفتروزه
اگر این نظام جهانی گسترش پیدا نمیکرد، جهان امروز میتوانست کاملاً متفاوت باشد. برای مثال، در چین باستان، تقویمهای متعددی وجود داشت. قدیمیترین آنها به سه تا چهار هزار سال پیش بازمیگردد، اما تا دوره «بهار و پاییز» (قرن هشتم تا پنجم پیش از میلاد)، چندین تقویم رسمی و غیررسمی همزمان استفاده میشد.
براساس گزارش ناتاشا کوستیچ از مؤسسه کنفوسیوس و استوو شگان از دانشگاه بلگراد، در چین باستان دستکم شش تقویم مختلف از جمله تقویمهای امپراتور زرد، ژوانگسو، شیا، شانگ، ژو و لو استفاده میشد. در طول تاریخ چین، بیش از ۱۰۰ نوع تقویم مختلف، رسمی و غیررسمی، تدوین شده است. بیشتر این نظامها از چرخههای ۱۰ روزه استفاده میکردند که گاهی روزهای اضافی میان آنها قرار میگرفت.
اما انتخابهای دیگر نیز وجود داشتند. در تمدنهای آمریکای مرکزی مانند آزتکها و مایاها، هفتههایی ۱۳ روزه به نام ترسنا (Trecenas) وجود داشت. در جاوه، هفتهها ۵ روزه بودند. در روم باستان، پیش از پذیرش مسیحیت، هفتهای ۸ روزه با نام نوندینوم (Nundinum) رایج بود که بهطور متناقض «۹ روزه» نامیده میشد. در تقویم بالی نیز ساختاری بسیار پیچیده وجود دارد که در آن ۱۰ چرخه زمانی با طولهای متفاوت بهطور همزمان اجرا میشوند.
تلاش برای تغییر هفته
در دهه ۱۷۹۰ و دوران انقلاب فرانسه، تلاش بزرگی برای تغییر کامل نظام زمانسنجی انجام شد. در این دوره، نظام سلطنتی برچیده و جمهوری جایگزین شد، واحد پول تغییر کرد و حتی سیستم متریک پایهگذاری شد. در همین روند، تقویم کاملاً جدیدی نیز طراحی شد. این تقویم که تقویم جمهوری فرانسه نام داشت، شامل ۱۲ ماه بود که هر ماه از سه هفته ۱۰ روزه تشکیل میشد. در پایان سال نیز ۵ یا ۶ روز اضافی برای هماهنگی با سال خورشیدی افزوده میشد.
حتی تلاشهایی برای دهدهی کردن زمان هم انجام شد. در این سیستم، یک روز که از نیمهشب تا نیمهشب بعدی در نظر گرفته میشود، به ۱۰ ساعت تقسیم میشد. هر ساعت نیز ۱۰ بخش داشت و هر بخش به واحدهای کوچکتر تقسیم میشد. در این ساختار، صدمین بخشِ یک ساعت «دقیقه دهدهی» نام داشت و صدمین بخشِ یک دقیقه نیز «ثانیه دهدهی» نامیده میشد.
در دهه ۱۷۹۰ و دوران انقلاب فرانسه، تلاش بزرگی برای تغییر کامل نظام زمانسنجی انجام شد
این نظام مدتی واقعاً بهطور رسمی در فرانسه استفاده شد. برای مثال، در سند ازدواج فلیکس باچیچی و ماریان بوناپارت (خواهر ناپلئون بناپارت)، تاریخ به شکل «۱۲ فلورئال، سال پنجم، ساعت ۷ و ۵ دهم» ثبت شده است. در اینجا «فلورئال» نام یکی از ماههای تقویم جدید فرانسه بود که جای ماههای تقویم میلادی را گرفته بود و «سال پنجم» هم به پنجمین سال پس از آغاز انقلاب فرانسه اشاره داشت.
اگر آن تاریخ را به تقویم امروزی تبدیل کنیم، معادل یکم مه ۱۷۹۷ میلادی، حدود ساعت ۶ عصر میشود.
بااینحال، سیستم فرانسوی خیلی زود با مشکل روبهرو شد. دلیل اصلی این بود که هم پیچیده بود و هم با تقویم و روش زمانسنجی کشورهای دیگر هماهنگی نداشت. مردم و حتی دولتها در ارتباطات بینالمللی دچار سردرگمی میشدند. به همین دلیل، این تقویم جدید فقط مدت کوتاهی باقی ماند، سپس کنار گذاشته و دوباره بازگشت به تقویم قبلی انجام شد.