آینده سرمایه‌گذاری خطرپذیر در ایران؛ اکوسیستم در حال تغییر

سه‌شنبه 29 اردیبهشت 1405 - 21:00
مطالعه 8 دقیقه
سرمایه گذاری خطرپذیر
جنگ ۱۲روزه، وقایع دی‌ماه و جنگ اخیر یک نتیجه مشترک داشتند: زیست‌بوم سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران وارد وضعیت هشدار شده است.
تبلیغات

این تصویری است که بازیگران اصلی این حوزه، از دبیر انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر کشور تا مدیران صندوق‌های پژوهش و فناوری و شرکت‌های VC فعال، ترسیم می‌کنند. همه آن‌ها از روایت یک شکست زنجیره‌ای می‌گویند که هنوز در میانه راه است.

برای فهمیدن عمق بحران ۱۴۰۴، باید از ۱۴۰۳ شروع کرد. آن سال برای سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران استثنایی بود: بیش از ۱۶ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری مستقیم، در قالب حدود ۲۲۰ قرارداد. این رقم رشدی بیش از پنج‌برابری نسبت به سال پیش از آن را نشان می‌دهد که از بلوغ نسبی اکوسیستم خبر می‌داد.

سجاد زوار، دبیر انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر کشور در گفت‌وگو با زومیت این وضعیت را چنین توصیف می‌کند: «تجربه‌هایی مانند اختلالات ناشی از قطعی اینترنت، رخدادهای مقطعی اقتصادی و شرایط خاص ناشی از دوره‌های بحرانی نشان داده که این عوامل می‌توانند به‌طور مستقیم بر فروش، جریان نقدی و حتی بقای کسب‌وکارهای نوآور اثر بگذارند.»

مشکل اول: اینترنت؛ زیرساختی که در بدترین لحظه قطع شد

نخستین و محسوس‌ترین ضربه، قطعی اینترنت بود. در هر سه رویداد بحرانی، کسب‌وکارهای دیجیتال با افت شدید کیفیت یا قطعی کامل اتصال مواجه شدند. این موضوع که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، در عمل یعنی توقف کامل عملیات.

حسن زالی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری سروش‌سپهر، ابعاد این آسیب را برای طرف سرمایه‌گذار هم توضیح می‌دهد:

شرکت‌های سرمایه‌گذار با بهره‌گیری از خدماتی همچون دسترسی به هوش مصنوعی برای انجام بررسی‌های موشکافانه و فرایندهای اعتبارسنجی و ارزیابی فرصت‌های سرمایه‌گذاری، به‌ دلیل عدم دسترسی مناسب به داده‌های دقیق با اختلال در فرایند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مواجه شدند که این امر منجر به طولانی شدن زمان تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری در کسب‌وکارها شد. در نتیجه معاملات انجام نشدند.
- حسن زالی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری سروش‌ سپهر

مهدی سادات حیات‌شاهی، مدیرعامل صندوق پژوهش و فناوری صنایع خلاق، از طرف صندوق‌ها هم همین روایت را تایید می‌کند: «بخش زیادی از فعالیت جاری صندوق‌های پژوهش و فناوری که شامل ارزیابی طرح، پایش پروژه، پرداخت‌ها، گردش مالی و ارتباط با مشتری است بدون ارتباطات آنلاین تقریبا فلج است. قطع اینترنت یعنی اختلال در فرایند تصمیم‌گیری و توقف فعالیت.»

قطع اینترنت یعنی اختلال در فرایند تصمیم‌گیری و توقف فعالیت

زالی معتقد است دیدگاه حاکمیت درباره اینترنت باید از اساس تغییر کند: «اینترنت زیرساخت اصلی و موتور محرک معیشت مردم و یکی از اولویت‌های اصلی کسب‌وکارها محسوب می‌شود. محدودیت یا قطع اینترنت، ضربه مالی سنگینی به آن‌ها می‌زند.»

او راه‌حل را در تغییر رویکرد می‌بیند نه تشدید محدودیت: «حاکمیت باید به جای محدودسازی دسترسی، راهکارهای نوین برای تامین امنیت فضای مجازی طراحی کند تا ضمن حفظ امنیت، دسترسی‌ها پایدار باقی بماند.»

مشکل دوم: ترس سرمایه‌گذار و انجماد سرمایه

دومین ضربه، روانی بود اما پیامدهای مالی ملموسی داشت. وقتی بی‌ثباتی بر فضای کلان حاکم می‌شود، رفتار سرمایه‌گذار تغییر می‌کند؛ این تغییر در اکوسیستم VC، که ذاتاً بر پذیرش ریسک بنا شده، معنایی وارونه پیدا می‌کند. زالی این تحول را «تبدیل ریسک‌پذیری به ریسک‌گریزی» توصیف می‌کند:

سرمایه‌گذار همواره در شرایط ریسک بالا تلاش می‌کند تا از سرمایه خود محافظت نماید. این موضوع در سال ۱۴۰۴ باعث شد بسیاری از بازیگران این حوزه محافظه‌کارتر شوند و سرمایه‌گذاران را برای حفظ نقدینگی، وادار به کاهش ریسک و فعالیت‌های خود کند. نتیجه این اقدام، کوچک شدن و برگشت به عقب زیست‌بوم سرمایه‌گذاری خطرپذیر در کشور بوده است.
- حسن زالی، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری سروش‌سپه

آنچه این انجماد را خطرناک‌تر می‌کند، این است که معاملات VC فرایندهای طولانی ارزیابی، مذاکره و ساختاردهی قرارداد دارند. بنابراین، تاخیر چندماهه در این چرخه می‌تواند به معنای ازدست‌رفتن شرکت‌هایی باشد که برای بقا به تزریق سرمایه نیاز دارند.

مشکل سوم: استارتاپ‌ها در حالت «بقا»، نه رشد

سومین ضربه، مستقیما به شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌های موجود در سبد سرمایه‌گذاری فعالان این حوزه وارد شد. زالی فهرست مشکلات انباشته‌شده روی این شرکت‌ها را این‌گونه برمی‌شمارد: «محدودیت در استفاده از بستر اینترنت، کمبود منابع مالی، تعطیلی‌های مکرر ناشی از جنگ، ناترازی‌های انرژی، خروج نیروی انسانی متخصص از شرکت‌ها، مشکلات اقتصادی متعدد و عدم تناسب سطح حمایت‌های دولت با توجه به سطح اهمیت مشکلات.»

او نتیجه این تجمع فشارها را اقتصادی می‌داند: «تبعات این محدودیت‌ها و چالش‌ها قطعا در جریان وجه نقد کسب‌وکارها و سودآوری و خلق ارزش برای هر دو طرف سرمایه‌گذار و سرمایه‌پذیر تاثیرات منفی خواهد گذاشت که اثرات آن مدت‌ها قابل جبران نخواهد بود.»

حیات‌شاهی، مدیرعامل صندوق پژوهش و فناوری صنایع خلاق، تصویر صریحی از وضعیت این شرکت‌ها از دریچه صندوق‌ها ارائه می‌دهد: «بسیاری از این شرکت‌ها الان در حالت بقا هستند، نه رشد. هزینه‌ها بالا رفته، بسیاری از بازارها از دست رفته و دسترسی به منابع هم محدود شده.»

تداوم این وضع به فروپاشی تدریجی نهادها منجر می‌شود

این ترکیب مهلک است: تقاضا برای تسهیلات و کمک مالی افزایش یافته، اما هم‌زمان توان بازپرداخت این شرکت‌ها به‌شدت کاهش پیدا کرده. نتیجه مستقیم این وضعیت، بالا رفتن نرخ نکول و قفل شدن جریان تامین مالی در کل اکوسیستم است. حیات‌شاهی در توصیف این وضع می‌گوید:

هم ورودی صندوق‌ها کم شده، هم خروجی‌شان قفل شده. این یعنی یک سیستم مالی که هم‌زمان با شوک عرضه و تقاضا مواجه شده؛ وضعیتی که اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند به فروپاشی تدریجی این نهادها منجر شود.
- مهدی حیات‌شاهی، مدیرعامل صندوق پژوهش و فناوری صنایع خلاق

ضمانت‌نامه‌ها: بمب ساعتی در دل صندوق‌ها

یکی از آسیب‌های کمتر دیده‌شده اما بسیار خطرناک، وضعیت ضمانت‌نامه‌های صادره توسط صندوق‌های پژوهش و فناوری است. این ضمانت‌نامه‌ها که نقش روغن‌کاری چرخ‌های تامین مالی را دارند، در شرایط بحران به نقطه فشار تبدیل شده‌اند.

حیات‌شاهی می‌گوید: «وقتی شرکت‌های دانش‌بنیان، خلاق و فناور قادر به ایفای تعهداتشان نیستند، ریسک نکول بالا می‌رود و مستقیم به دوش صندوق‌ها می‌افتد. اگر منابع جبرانی برای این بخش در نظر گرفته نشود، عمده صندوق‌ها با بحران نقدینگی واقعی مواجه خواهند شد.» 

این ضمانت‌نامه‌های واخواست‌شده اکنون ریسک سیستمی ایجاد کرده‌اند؛ یعنی صندوق‌هایی که خود باید چتر حمایتی برای استارتاپ‌ها باشند، زیر فشار تعهداتی هستند که قادر به ایفای آن‌ها نیستند.

بسته حمایتی دولت: دیر، ناقص، نامتناسب

صندوق نوآوری و شکوفایی اخیرا بسته‌ای حمایتی برای پشتیبانی از صندوق‌های پژوهش و فناوری ارائه کرده است. حیات‌شاهی این اقدام را «به‌موقع» می‌داند اما انتقاداتی به آن وارد می‌کند که نشان می‌دهد این بسته از واقعیت میدانی فاصله دارد.

نخستین ایراد، محدوده زمانی تعریف‌شده برای بسته است. حیات‌شاهی می‌گوید: «این بسته معطوف به زمان جنگ رمضان است. اما حقیقت این است که کسب‌وکارها از زمان جنگ ۱۲روزه و به‌صورت جدی از زمان آشوب‌های دی‌ماه که منجر به قطع اینترنت گردید دچار مشکل شده‌اند. شمول زمانی ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ تا ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ برای چک‌های واخواست‌شده، زمان مناسبی نیست.»

دومین ایراد به ساختار اجرایی بازمی‌گردد: «در مورد پرداخت تسهیلات مربوط به تثبیت اشتغال، ارجاع پرداخت تسهیلات به بانک‌های عامل در جایی که خود صندوق نوآوری و شکوفایی با صندوق‌ها مستقیم در تعامل است، منطقی نیست و فرآیند را دشوار می‌کند.»

سومین و مهم‌ترین نقص، همان موضوع ضمانت‌نامه‌های واخواست‌شده است که به‌درستی در این بسته دیده نشده: «انتظار می‌رود صندوق نوآوری و شکوفایی، به‌ویژه از طریق معاونت سرمایه‌گذاری، با ورود همه‌جانبه و طراحی ابزارهای حمایتی مشخص، این بخش را به‌صورت جدی مورد پشتیبانی قرار دهد. توجه نکردن به این موضوع به تضعیف جدی توان عملیاتی صندوق‌ها منجر می‌شود.»

به باور انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر، «صرف حمایت‌های محدود مالی معمولاً تناسبی با سطح واقعی خسارت‌ها نداشته و برخی از مهم‌ترین آسیب‌ها مانند از دست رفتن بازار، کاهش اعتماد مشتریان و توقف کامل چرخه فروش کمتر در محاسبات حمایتی دیده می‌شود.»

آنچه صنف می‌خواهد

فعالان این حوزه پنج محور را برای خروج از بحران ضروری می‌دانند:

  • تعریف اینترنت به‌مثابه زیرساخت حیاتی در رأس این فهرست قرار دارد و زالی آن را با صراحت توضیح می‌دهد. او راه‌حل را در تغییر پارادایم می‌داند، نه صرفاً اصلاح رویه‌ها.
  • کاهش ریسک سرمایه‌گذاران از طریق توسعه ابزارهای حمایتی محور دومی است که زالی از تجربیات موفق قبلی مثال می‌زند: «نمونه‌هایی نظیر اهرم کردن منابع مالی صندوق‌ها، خدمات لیزینگ محصولات دانش‌بنیان، عاملیت مالی صندوق نوآوری و شکوفایی، یا ایجاد صندوق‌های پژوهش و فناوری با شرط معافیت مالیاتی برای سرمایه‌گذاران، همگی تجربیات موفقی بوده‌اند که می‌توانند در این مسیر توسعه یابند.»
  • معافیت مالیاتی برای سرمایه‌گذاری در شرکت‌های آسیب‌دیده محور سوم است. زالی مکانیسم آن را این‌گونه شرح می‌دهد: «تغییر در سیاست اعتبار مالیاتی می‌تواند جذابیت سرمایه‌گذاری در شرکت‌های آسیب‌دیده را افزایش داده و از طریق مدل‌های مبتنی بر بدهی نقدینگی لازم را به آنها تزریق کند.»
  • گسترش مدل هم‌سرمایه‌گذاری چهارمین راه‌حل مطرح شده است. زالی مزیت دوگانه این مدل را این‌گونه شرح می‌دهد: «هم‌سرمایه‌گذاری رویکردی است که در شرایط پرریسک فعلی می‌تواند بار خطر را بین چند نهاد سرمایه‌گذار تقسیم کند. مزیت دیگر این راهکار بهره‌مند شدن از سرمایه‌های هوشمند است؛ ممکن است در تعامل دو مجموعه سرمایه‌گذاری، یکی از آن‌ها با دادن زیرساخت مناسب و حمایت‌هایی جهت تسهیلگری بتواند کمک شایانی به شرکت‌های دانش‌بنیان کند.»
  • حمایت از شرکت‌های سبد سرمایه‌گذاری پنجمین محور است. زالی اینجا استدلال متفاوتی دارد: «شرکت‌هایی که برای توسعه کسب‌وکار و فناوری خودشان به سمت تأمین مالی از مسیر سرمایه‌گذاری رفتند، عموماً مفاهیم توسعه را به خوبی مسلط هستند و اشراف خوبی به زیست‌بوم اقتصاد دانش‌بنیان دارند. آنها به عنوان سرمایه‌های اصلی کشور در حوزه کارآفرینی فناورانه می‌بایست مورد حمایت ویژه حاکمیت قرار بگیرند.» منطق او این است: حمایت از صندوق‌ها، شرط لازم حمایت از استارتاپ‌هاست، نه جایگزین آن.

حیات‌شاهی بر دو اقدام فوری دیگر هم تاکید می‌کند: «دیگر وقت 'برنامه‌ریزی بلندمدت' نیست؛ الان زمان 'اقدام فوری' است. بدون منابع جدید، هیچ سیاستی جواب نمی‌دهد.» و «باید ریسک این دوره به رسمیت شناخته شود؛ یعنی شرکت‌ها بابت تاخیر در بازپرداخت جریمه نشوند. اگر این اتفاق نیفتد، عملا داریم شرکت‌های فناور را به سمت ورشکستگی سوق می‌دهیم.»

خطرناک‌ترین آسیب: اعتماد

در میان همه آسیب‌های اقتصادی و عملیاتی، حیات‌شاهی یک آسیب را از بقیه خطرناک‌تر می‌داند: از دست رفتن اعتماد:

صندوق‌ها نقش واسط اعتماد بین استارتاپ‌ها، سرمایه‌گذاران و نهادهای مالی را دارند. وقتی جریان مالی مختل می‌شود و پروژه‌ها متوقف می‌شوند، این اعتماد به‌سرعت فرسایش پیدا می‌کند. بازسازی این اعتماد به‌مراتب سخت‌تر و زمان‌برتر از تأمین مالی است.
- مهدی حیات‌شاهی، مدیرعامل صندوق پژوهش و فناوری صنایع خلاق

صندوق‌های پژوهش و فناوری که حیات‌شاهی آن‌ها را «تنها مسیر تامین مالی واقعی برای شرکت‌های دانش‌بنیان» توصیف می‌کند، اگر با بحران نقدینگی از چرخه خارج شوند، جایگزین سریعی ندارند.

از نگاه زوار، دبیر انجمن، بحران فعلی یک درس ساختاری هم دارد: «فرایندهای سیاست‌گذاری در حوزه نوآوری نیازمند مشارکت فعال نمایندگان صنفی است. عدم حضور نمایندگان اکوسیستم در مراحل تصمیم‌سازی می‌تواند منجر به نادیده‌ماندن واقعیت‌های میدانی و کاهش اثربخشی سیاست‌ها و بسته‌های حمایتی شود.»

اگر اقدامات پیشنهادی محقق نشود، حیات‌شاهی سناریوی آینده را روشن می‌کند: «کاهش تعداد شرکت‌های فعال، افزایش شکست پروژه‌ها، رشد جهشی نرخ بیکاری متخصصان و از بین رفتن اعتماد سرمایه‌گذار. اما بدتر از همه این است که بازسازی این اکوسیستم سال‌ها زمان می‌برد.»

نظرات