استارتاپ یونیکورن در ایران

اگر سرمایه‌گذاری خارجی ممکن بود، ایران اکنون چند یونیکورن داشت؟

دوشنبه 4 اسفند 1404 - 12:15مطالعه 15 دقیقه
اگر در اقتصاد ایران، امکان سرمایه‌گذاری خارجی فراهم می‌شد و تورم نیز در سطح استاندارد قرار داشت، اکنون چند استارتاپ یونیکورن می‌داشتیم؟
تبلیغات

روزانه صدها پیک اسنپ‌فود و تپسی‌فود در ترافیک سنگین بزرگراه‌های تهران در تردد هستند، میلیون‌ها نفر درخواست تاکسی اینترنتی ثبت می‌کنند و هزاران سفارش از مرکز پردازش عظیم دیجی‌کالا به مقاصد دور و نزدیک در کل ایران خارج می‌شوند؛ این تصویر، حتی در مقیاس جهانی، نمایی از اقتصاد دیجیتال پویا و چابک است؛ اما وقتی از خیابان فاصله می‌گیریم و به جداول مالی نگاه می‌کنیم، با تصویر کاملا متفاوتی مواجه می‌شویم.

ایران از نگاه جمعیتی و عملیاتی، مؤلفه‌های موردنیاز برای میزبانی از چندین یونیکورن (استارتاپ‌هایی با ارزش بیش‌از یک میلیارد دلار) را دارد. به‌لطف جمعیت ۹۰‌میلیونی، ضریب نفوذ ۱۴۰درصدی اینترنت موبایل، شهرنشینی گسترده و طبقه‌ی متوسط تحصیل‌کرده‌، پلتفرم‌های بومی به مقیاسی از نفوذ دست یافته‌اند که در برخی موارد حتی از غول‌های فناوری خاورمیانه و حتی ترکیه پیشی می‌گیرد؛ اما انزوای ژئوپلیتیک، تحریم‌های فلج‌کننده، تورم افسارگسیخته و قطع‌بودن ارتباط با سرمایه‌گذاران بین‌المللی باعث شده است هیچ‌کدام از آن‌ها در آمار رسمی یونیکورن‌های جهان دیده نشوند.

حال سؤالی مطرح می‌شود که اگر شرایط اقتصادی عادی بود؛ یعنی ارز تک‌نرخی می‌بود، تورم مهار می‌شد و سرمایه‌گذار خارجی به کشور راه می‌یافت و استارتاپ‌های ایرانی به بورس‌های جهانی راه می‌یافتند، ارزش واقعی استارتاپ‌های ایرانی چقدر می‌شد؟ با پاسخ به این سوال، تازه می‌فهمیم اقتصاد دیجیتال ایران چه ثروت و پتانسیل عظیمی را در انزوا از دست داده است.

یونیکورن‌ها چطور ساخته می‌شوند؟

در ادبیات استارتاپی، یونیکورن به شرکت نوپایی با ارزش‌گذاری حداقل یک میلیارد دلار گفته می‌شود؛ ارزشی که معمولا در دورهای پایانی جذب سرمایه یا معاملات بزرگ ادغام و تملیک تعیین می‌شود، نه در حساب و کتاب داخلی شرکت‌ها. در اغلب اقتصادهای نوظهور، یونیکورن‌ها ترکیبی از مقیاس عملیاتی بزرگ، دسترسی به سرمایه‌ی جسورانه و امکان خروج از طریق IPO (عرضه‌ی اولیه) در بازار بورس را دارند.

بررسی مسیر رشد استارتاپ‌های پیشرو نشان می‌دهد که برای دستیابی به جایگاه یونیکورن در هر صنعت یا حوزه‌ای، ابتدا باید چهار پیش‌شرط بنیادین محقق شوند.

۱. دسترسی به بازار هدفِ وسیع: استارتاپ باید در زمینه‌ای فعالیت کند که پتانسیل دستیابی به درآمد سالانه‌ی صدها میلیون دلاری یا GMV (ارزش ناخالص کالا یا خدمات مبادله‌شده) چند میلیارد دلاری را داشته باشد. بازارهای کوچک یا محدود به یک جغرافیای خاص، معمولا کشش لازم برای خلق یونیکورن را ندارند؛ به‌همین دلیل، مقیاس‌پذیری و امکان گسترش به بازارهای منطقه‌ای اولویت می‌یابد.

تبدیل‌شدن به یونیکورن، فرآیندی سرمایه‌بر است

۲. رشد نمایی و پایدار: نرخ رشد درآمد یا GMV در چنین استارتاپ‌هایی معمولا برای چندین سال متوالی فراتر از ۳۰ تا ۴۰ درصد ثبت می‌شود؛ به‌عنوان مثال طبق گزارش‌های منتشرشده، دیجی‌کالا در سال‌های اخیر توانسته رشد دو رقمی در ارزش ناخالص تراکنش‌های خود را حفظ کند که نشان‌دهنده‌ی بلوغ مدل کسب‌وکار در مقیاس بزرگ است.

۳. دسترسی به جریان بین‌المللی سرمایه‌گذاری جسورانه: تبدیل‌شدن به یونیکورن، فرآیندی سرمایه‌بر است و تقریبا همیشه به جذب سرمایه در مراحل پایانی نیاز دارد. در این مراحل، مبالغ سرمایه‌گذاری معمولا از توان سرمایه‌گذاران داخلی خارج می‌شود و حضور کنسرسیوم‌های بین‌المللی یا صندوق‌های بزرگ جهانی ضرورت می‌یابد. یکی‌از گلوگاه‌های اصلی اکوسیستم ایران، به ارتباط‌نداشتن با بازارهای مالی جهانی و فقدان سرمایه‌گذاران خارجی برای تأمین مالی در ابعاد چندصد میلیون‌دلاری بازمی‌گردد.

۴. شفافیت در استراتژی خروج: سرمایه‌گذاران تنها زمانی وارد بازی‌های بزرگ می‌شوند که مسیر نقدشوندگی سرمایه‌شان شفاف باشد. این مسیر معمولا به دو شکل محقق می‌شود:

  • عرضه‌ی اولیه‌ی عمومی (IPO): ورود به بورس‌های معتبر جهانی؛ مانند نیویورک، لندن یا استانبول که نیازمند شفافیت مالی و استانداردهای بین‌المللی است.
  • ادغام و تملیک (M&A): فروش سهام به غول‌های فناوری یا بازیگران استراتژیک بین‌المللی.

الگوهای منطقه‌ای؛ یونیکورن‌های خاورمیانه و ترکیه

گزارش‌ مؤسساتی نظیر سی‌بی اینسایتس از نقشه‌ی پراکندگی یونیکورن‌ها، این واقعیت مهم را روشن می‌کند که خاورمیانه و ترکیه دیگر بازیگران حاشیه‌ایِ اقتصاد دیجیتال نیستند؛ آن‌ها امروز خانه‌ی ده‌ها یونیکورن و حتی دکاکورن (استارتاپ ۱۰ میلیارد دلاری) هستند. رسیدن به چنین ارزش‌گذاری‌های خیره‌کننده‌ای حاصل پیوند خوردن بازارهای تشنه‌ی فناوری با سرمایه‌های جسورانه‌ی بین‌المللی و البته، نگاه توسعه‌طلبانه به آن‌سوی مرزهاست.

سهم خاورمیانه ۷٫۵ میلیارد دلار؛ سهم ایران، هیچ

نگاهی به گزارش Wamda از آمار سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌های خاورمیانه و آفریقای شمالی نشان می‌دهد که ۶۴۷ استارتاپ در سال ۲۰۲۵ توانسته‌اند سرمایه‌ی ۷٫۵ میلیارد دلاری جذب کنند که رشد سالانه‌ی ۲۲۵درصدی در میزان جذب سرمایه را نشان می‌دهد. عربستان و امارات به‌ترتیب با ۵ و ۲ میلیارد دلار، رکورددار جذب سرمایه بودند؛ اما بخش غم‌انگیز ماجرا این است که در فهرست ۱۷-تایی کشورها، نامی از ایران دیده نمی‌شود.

در ادامه با نمونه‌هایی از استارتاپ‌های پیش‌رو در خاورمیانه و ترکیه آشنا می‌شویم؛ استارتاپ‌هایی که توانسته‌اند با گسترش فعالیت‌هایشان در منطقه و جذب سرمایه‌ی خارجی، به ارزش‌گذاری خیره‌کننده‌ای دست پیدا کنند.

معیار ارزش‌گذاری فروشگاه‌های آنلاین ترکیه

اکوسیستم استارتاپی ترکیه، با تکیه بر جمعیت جوان و موقعیت استراتژیکش میان آسیا و اروپا، نمونه‌ی درخشانی از مقیاس‌پذیری را به‌نمایش می‌گذارد. پلتفرم تجارت الکترونیک Trendyol گل سرسبد این اکوسیستم به‌شمار می‌رود. ترندیول در آگوست ۲۰۲۱ با جذب سرمایه‌ای عظیم از کنسرسیومی به رهبری سافت‌بنک و صندوق‌های حاکمیتی خلیج فارس، به ارزش‌گذاری ۱۶٫۵ میلیارد دلاری رسید و لقب اولین دکاکورن ترکیه را گرفت.

گزارش‌های مالی گروه علی‌بابا، به‌عنوان سهام‌دار عمده‌ی ترندیول به کمیسیون بورس آمریکا (SEC) نشان می‌دهد که ترندیول در زمان ثبت رکورد تاریخی ۱۶٫۵ میلیارد دلاری‌اش توانسته بود GMV سالانه‌اش را به مرز ۱۰ میلیارد دلار نزدیک کند. این حجم از درآمدزایی، نتیجه‌ی مستقیم ساخت شبکه‌ی لجستیک قدرتمند و گسترش بازار به سمت خاورمیانه و اروپا بود.

Hepsiburada، رقیب قدیمی ترندیول مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و راهی بورس‌های جهانی شد. این استارتاپ در اواسط سال ۲۰۲۱ با عرضه‌ی اولیه سهامش در بورس نزدک آمریکا، ۳٫۹ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شد. طبق اسناد رسمی ارائه‌شده به بورس آمریکا، هپسی‌بورادا در سال ۲۰۲۰ حجم تراکنش‌ معادل ۱۷ میلیارد لیر (حدود ۲٫۴ میلیارد دلارِ آن زمان) را ثبت کرده بود؛ بنابراین در بازار ترکیه، دو استارتاپ فعال در حوزه‌ی فروش اینترنتی، با نسبت حدود ۱٫۶برابر GMV-شان ارزش‌گذاری شده‌اند.

استراتژی استارتاپ‌های امارات؛ عبور از مرزهای داخلی

برخلاف ترکیه، امارات بازار داخلی کوچکی دارد؛ به‌همین دلیل استارتاپ‌های دبی یا ابوظبی از همان روز اول با رؤیای توسعه‌ی فرامرزی شکل می‌گیرند. سوپراپ و پلتفرم حمل‌ونقل Careem موفق‌ترین خروجیِ این استراتژی است. کریم برای عبور از محدودیت‌های بازار محلی امارات، به سرعت فعالیتش را به بیش‌از ۱۰۰ شهر در ۱۵ کشور خاورمیانه، شمال آفریقا و پاکستان گسترش داد. همین جسارت در مقیاس‌پذیری باعث شد تا اوبر در مارس ۲۰۱۹، کریم را با مبلغ چشمگیر ۳٫۱ میلیارد دلار تصاحب کند. 

استارتاپ کریم تا آن زمان یک شرکت خصوصی بود و آماری از عملکردش را منتشر نمی‌کرد؛ اما تخمین‌ها نشان می‌دهد که کریم در سال ۲۰۱۸، یک میلیون راننده و بیش‌از ۳۰۰ میلیون سفر داشته است. اگر به دیده‌ی تردید به این تخمین نگاه کنیم و تعداد سفرها را ۳۰ درصد کمتر در نظر بگیریم، با نرخ متوسط کرایه‌ی ۵ تا ۸ دلار برای منطقه‌ی خاورمیانه، جریان مالی کریم را ۱٫۰۵ تا ۱٫۶۸ میلیارد دلار به‌دست می‌آوریم؛ اگر مبلغ متوسط کرایه‌ها را ۶ دلار در نظر بگیریم، به نسبت ۲٫۴۶برابرِ جریان مالی Careem برای مبلغ قراردادش با اوبر می‌رسیم.

عربستان سعودی؛ قدرت‌نمایی با اتکا به بازار داخلی

اکوسیستم استارتاپی عربستان سعودی در سال‌های اخیر با تزریق سنگین سرمایه‌های دولتی و تکیه بر قدرت خرید بالای شهروندانش، رشد خیره‌کننده‌ای را تجربه کرده است. استارتاپ‌های سعودی، برخلاف همتایان اماراتی خود، به لطف وسعت و عمق بازار داخلی‌شان می‌توانند حتی پیش‌از خروج از مرزها به یک یونیکورن تبدیل شوند. پلتفرم تحویل غذای Jahez یک نمونه‌ی کلاسیک از همین مدل توسعه به‌حساب می‌آید.

جاهز به‌جای اینکه زودتر از موعد به فکر فتح بازارهای خارجی بیفتد، نفوذش را در شهرهای مختلف عربستان عمیق‌تر کرد و در نهایت، مسیر عرضه‌ی اولیه در بازار بورس موازی عربستان (Nomu) را در پیش گرفت. جاهز در اوایل سال ۲۰۲۲ با ارزش‌گذاری ۲٫۴ میلیارد دلاری وارد بورس شد. گزارش سالانه‌ی شرکت نشان می‌دهد که جاهز در سال قبل از عرضه‌ی اولیه، موفق شده بود مجموع GMV خود را به ۳٫۳ میلیارد ریال سعودی (معادل ۸۹۰ میلیون دلار) برساند. بدین‌ترتیب سرویس تحویل غذای جاهز با نسبت ۲٫۶۹برابر GMV سال ۲۰۲۱ ارزش‌گذاری شده است.

پارادوکس بازار ایران؛ مقیاس‌پذیری بالا، ارزش‌گذاری پایین

دهه‌ی ۱۳۹۰ برای اکوسیستم استارتاپی ایران با رؤیایی بزرگ آغاز شد؛ رؤیای تولد نخستین یونیکورن ایرانی در تهران. در سال‌های میانی این دهه با گشایش‌های بین‌المللی حاصل از توافق برجام و ورود سرمایه‌گذاران خارجی مانند راکت اینترنت و پومگرانِت، خون تازه‌ای در رگ‌های اقتصاد دیجیتال کشور تزریق شد. در آن روزهای طلایی، رسیدن به ارزش‌گذاری یک میلیارد دلاری با دلاری که در کانال ۳ تا ۴ هزار تومان نوسان می‌کرد، هدفی کاملا در دسترس به‌نظر می‌رسید. پلتفرم‌های نوپا با سرعتی نمایی رشد می‌کردند و با الگوبرداری از نمونه‌های موفق جهانی، در حال تسخیر بازارهای سنتی بودند.

بهار استارتاپی ایران دوام چندانی نداشت

متأسفانه بهار استارتاپی ایران دوام چندانی نداشت؛ با بازگشت تحریم‌ها و آغاز تلاطم‌های بی‌سابقه‌ی ارزی، مسیر رشد اکوسیستم به‌کلی تغییر کرد. استارتاپی که روزگاری می‌توانست رؤیای یک میلیارد دلاری شدن را در سر بپروراند، حالا برای حفظ ارزش دلاریِ گذشته‌ی خود باید سالانه رشد ریالیِ چند صد درصدی به ثبت برساند. از سویی دیگر، محدودیت‌های زیرساختی اینترنت، موج مهاجرت نیروی کار متخصص و مسدود شدن مسیرهای خروج به سمت بورس‌های جهانی یا ادغام با غول‌های بین‌المللی، دیواری بلند به دور اقتصاد دیجیتال ایران کشید.

باوجود تمام موانع ساختاری، یک پارادوکس بزرگ در بازار ایران شکل گرفت؛ انزوای اجباری و غیبت بازیگران جهانی نظیر آمازون و اوبر، به پلتفرم‌های داخلی فرصت داد تا در فضایی انحصاری، به مقیاس‌های خیره‌کننده‌ای از نفوذ در میان کاربران دست پیدا کنند. امروز با شرکت‌هایی روبه‌رو هستیم که از نظر حجم عملیات و تراکنش‌ها، شانه‌به‌شانه‌ی یونیکورن‌های خاورمیانه حرکت می‌کنند؛ اما در ترازنامه‌های مالی و به‌دلیل افت ارزش پول ملی و قطع ارتباط با بازارهای مالی آزاد، با مبالغی بسیار کمتر از ارزش ذاتی‌شان قیمت‌گذاری می‌شوند.

توجه داشته باشید که شرکت‌های خصوصی به‌طور معمول آمار دقیقی از جزئیات عملکرد مالی خود ارائه نمی‌دهند؛ بنابراین، تحلیلی که در ادامه می‌خوانید، بر پایه‌ی اطلاعات محدودِ موجود در گزارش‌های سالانه‌ی شرکت‌ها، داده‌های منتشرشده از سوی نهادهای بالادستی و تخمین‌های کارشناسی بنا شده؛ در تمامی محاسبات تلاش شده است تا با اتکا به تقریب‌های محافظه‌کارانه، درباره‌ی مبالغ ارزش‌گذاری و مقیاس واقعی کسب‌وکارها صحبت شود.

با بررسی چند استارتاپ پیش‌رو در بازارهای ترکیه و خاورمیانه دیدیم که آن‌ها با گردش مالی میلیارد دلاری و ضریبی در حدود ۱٫۵ تا ۲٫۵ برابرِ حجم تراکنش‌هایشان ارزش‌گذاری شده‌اند. حالا باید پرسید دیجی‌کالا، اسنپ و تپسی با اعداد و خروجی‌های فعلی‌شان در کجای مختصات می‌ایستند؟

دیجی‌کالا؛ آمازون ایران

دیجی‌کالا امروز دیگر صرفا یک فروشگاه اینترنتی نیست؛ بلکه به‌عنوان رهبر تجارت الکترونیک ایران، اکوسیستمی پیچیده از لجستیک، فین‌تک، تبلیغات دیجیتال و خرده‌فروشی را شکل داده است؛ در طول دو دهه، این پلتفرم توانست باوجود تلاطم‌های اقتصادی، تورم سنگین و غیبت رقبای بین‌المللی، رفتار خرید میلیون‌ها ایرانی را تغییر دهد و شبکه‌ی توزیعی به‌وسعت کل کشور بسازد؛ اما وقتی صحبت از سنجش ارزش واقعی دیجی‌کالا به‌میان می‌آید، معادلات به‌دلیل شرایط خاص اقتصاد کلان ایران پیچیده می‌شود. 

برای درک جایگاه دیجی‌کالا، ابتدا باید ببینیم سرمایه‌گذاران چه نگاهی به ارزش آن دارند و سپس این نگاه را با مقیاس واقعیِ عملیات شرکت مقایسه کنیم. در حال حاضر، دو داده‌ی مالی مهم برای تخمین ارزش فعلی دیجی‌کالا روی کاغذ در دسترس است که تصویری از شرایط کنونی بازار ترسیم می‌کند:

  • معامله‌ی همراه اول (مرداد ۱۴۰۳): در جریان خرید ۴۰ درصد از سهام دیجی‌کالا توسط همراه اول، ارزش کل این پلتفرم، ۳۰ هزار میلیارد تومان ارزیابی شد. با در نظر گرفتن میانگین نرخ ۶۸ هزار تومانی دلار آزاد در آن مقطع، این مبلغ به‌طور تقریبی معادلِ ۴۴۱٫۲ میلیون دلار بود.
  • گزارش عملکرد پومگرانِت (منتهی به آوریل ۲۰۲۵): شرکت سرمایه‌گذاری سوئدی پومگرانت که سهام‌دار تعدادی از استارتاپ‌های ایران است، در گزارش‌های خود، ارزش سهام ۱۱٫۳ درصدی‌اش در دیجی‌کالا را ۶۵٫۹ میلیون یورو اعلام کرده که با محاسبه‌‌ای ساده، این عدد به‌طور ضمنی ارزش کل دیجی‌کالا را حدود ۵۶۳٫۲ میلیون یورو (تقریبا ۶۳۲٫۷ میلیون دلار) نشان می‌دهد.

تصویر واقعی و پتانسیل اصلی دیجی‌کالا زمانی روشن‌تر می‌شود که از ترازنامه‌های محدودِ فعلی فاصله بگیریم و به‌سراغ حجم ناخالص تراکنش‌ها برویم؛ شاخصی که نشان می‌دهد این پلتفرم در عمل چه حجم از اقتصاد کشور را به گردش درمی‌آورد. طبق داده‌های مرکز توسعه‌ی تجارت الکترونیک و گزارش‌های خود شرکت، می‌توانیم با تقریبی محافظه‌کارانه به اعداد قابل‌توجهی برسیم. جدول زیر مسیر رسیدن به ارزش تخمینی GMV دیجی‌کالا را نشان می‌دهد:

ارزش تخمینی GMV دیجی‌کالا

شاخص آماری (سال ۱۴۰۳)

مبلغ / درصد

منبع داده‌ها

ارزش کل معاملات تجارت الکترونیک ایران

۵۵۰۰ هزار میلیارد تومان

مرکز توسعه‌ی تجارت الکترونیک

سهم خرده‌فروشی آنلاین از کل بازار

۶٫۴ درصد

گزارش عملکرد دیجی‌کالا

سهم دیجی‌کالا از خرده‌فروشی آنلاین

۲۸ درصد

گزارش عملکرد دیجی‌کالا

حجم تراکنش‌های (GMV) تخمینی دیجی‌کالا

۹۸٬۵۶۰ میلیارد تومان

محاسبه‌ی ریاضی (۵۵۰۰ همت × ۶٫۴٪ × ۲۸٪)

معادل دلاری GMV (با نرخ ۶۸ هزار تومان)

۱٫۴۴۹ میلیارد دلار

تبدیل ارزی

مبلغ حدود ۱٫۴۵ میلیارد دلاری به‌دست‌آمده برای GMV، صرفا به هسته‌ی اصلی خدمات دیجی‌کالا، یعنی مارکت‌پلیس آن مربوط می‌شود و بازوهای دیگر گروه را شامل نمی‌شود. از سویی دیگر، گزارش سالانه‌ی این شرکت در سال ۱۴۰۳، رشد حدود ۹۰ درصدی درآمدش را نشان می‌دهد؛ حفظ چنین شیب صعودی خیره‌کننده‌ای در اقتصاد پرریسک ایران، بلوغ مدل کسب‌وکار آن‌ها را به‌تصویر می‌کشد.

دیجی‌کالا عملکردی یونیکورنی دارد اما به کسری از ارزش واقعی‌اش معامله می‌شود

حال اگر بخواهیم مقیاس عملیاتی دیجی‌کالا را در ترازوی منطقه‌ای بسنجیم، باید به سراغ ضرایب ارزش‌گذاری برویم. در بازارهای مشابه، پلتفرم‌هایی مثل Hepsiburada در سال ۲۰۲۰ با GMV حدود ۲٫۴ میلیارد دلاری، توانستند در عرضه‌ی اولیه‌‌ی بورس نزدک به ارزش‌گذاری ۳٫۹ میلیارد دلاری برسند که نشان‌دهنده‌ی ضریب ۱٫۶ برابری نسبت به GMV است. ترندیول نیز در سال ۲۰۲۱ با GMV حدود ۱۰ میلیارد دلاری، با ضریب مشابهی به ارزش ۱۶٫۵ میلیارد دلار رسید.

اگر فرض کنیم دیجی‌کالا در کشوری با اقتصاد نرمال و متصل به بازارهای جهانی فعالیت می‌کرد، ارزش واقعی این گروه با ضرایب محافظه‌کارانه به‌شکل زیر محاسبه می‌شد:

  • ارزش مارکت‌پلیس: با اعمال ضریب محتاطانه‌ی ۱٫۲برابر روی GMV یک و نیم میلیارد دلاری، ارزش بخش مارکت‌پلیس به‌تنهایی عدد ۱٫۷۳ میلیارد دلار را لمس می‌کند.
  • ارزش سایر بازوهای گروه: دیجی‌کالا مجموعه‌های قدرتمند دیگری نظیر دیجی‌پی در حوزه‌ی خدمات اعتباری و فین‌تک، طلای دیجیتال و اسمارتک در حوزه‌ی تبلیغات و مارکتینگ را در اختیار دارد که هر یک بازیگرانی جدی در حوزه‌ی خود هستند. اگر ارزش‌افزوده‌ی این بازوها را تنها ۲۰ درصدِ ارزش مارکت‌پلیس در نظر بگیریم، حدود ۳۴۷ میلیون دلار به مبلغ نهایی اضافه می‌شود.
  • ارزش‌گذاری نهایی: در یک ساختار اقتصادی استاندارد، ارزش کل مجموعه‌ی دیجی‌کالا از مرز ۲ میلیارد دلار فراتر می‌رود.

مقایسه‌ی عددِ ۲ میلیارد دلاری با ارزش‌گذاری‌های حدود ۶۰۰ میلیون دلاری دیجی‌کالا در معاملات داخلی و گزارش‌های خارجی، همان داستان تلخ را برایمان تداعی می‌کند که استارتاپ‌های پیشرو ایران در ترازنامه‌های جهانی دیده نمی‌شوند. شرکتی که ابعاد عملیاتی آن در استانداردهای جهانی در قواره‌ی یک یونیکورن است؛ اما روی کاغذ با کسری از ارزش واقعی‌اش معامله می‌شود.

تپسی؛ Lyft بازار ایران

تپسی در میان بازیگران بزرگ اقتصاد دیجیتال ایران یک استثنای بسیار مهم به‌حساب می‌آید؛ شرکتی که هم تجربه‌ی ارزش‌گذاری رسمی در فرآیند ادغام و تملیک را دارد، هم به واسطه‌ی حضور در بازار بورس، صورت‌های مالی‌اش به‌طور شفاف در دسترس عموم قرار می‌گیرد. این شفافیت اجازه می‌دهد تا نه‌تنها مقیاس واقعی تپسی را بسنجیم؛ بلکه از داده‌های آن به‌عنوان خط‌کشی برای محاسبه‌ی ارزش کل رقیب بزرگ‌ترش، اسنپ استفاده کنیم.

برای ورود به بحث ارزش‌گذاری تپسی، ابتدا باید دو نمای متفاوت از گذشته‌ی نزدیک و ارزش‌گذاری‌های پیشین آن را بررسی کنیم:

  • ارزش‌گذاری در معامله‌ی گلرنگ (بهمن ۱۴۰۲): در جریان تصاحب حدود ۷۰ درصد از سهام تپسی توسط گروه گلرنگ، ارزش کل این پلتفرم مبلغی معادل ۲٫۱ هزار میلیارد تومان ارزیابی شد. با توجه به نرخ ارز در آن مقطع، این مبلغ تنها معادل ۳۸ میلیون دلار بود؛ عددی که در مقایسه با همتایان منطقه‌ای به‌شدت ناچیز به نظر می‌رسد.
  • ارزش‌گذاری از نگاه هم‌بنیان‌گذار: میلاد منشی‌پور اوایل ۱۴۰۳ در مصاحبه با پادکست طبقه ۱۶ با اشاره به تصاحب ۳ میلیارد دلاری Careem توسط اوبر، مقایسه‌ی معناداری انجام داد. به گفته‌ی او، کریم در زمان یکی از راندهای کلیدی جذب سرمایه‌اش، مجموعا ۳۵۰ هزار سفر روزانه در چهار کشور داشت؛ درحالی‌که تپسی در زمان خروج او نزدیک به ۴۰۰ هزار سفر ثبت می‌کرد و اکنون با تزریق سرمایه به مرز یک میلیون سفر روزانه رسیده؛ منشی‌پور معتقد بود حتی با در نظر گرفتن اینکه هزینه‌ی سفر در ایران ۵ تا ۶ برابر ارزان‌تر است، تپسیِ آن زمان باید حداقل ۶۰۰ میلیون دلار ارزش‌گذاری می‌شد که به دلیل چالش‌های اقتصاد کلان، حتی به یک‌دهم این مبلغ نیز نرسید.

اگر بخواهیم فراتر از مقایسه‌ی تعداد سفرها، مبنای محاسبه را گردش مالی قرار دهیم، مقیاس عملیاتی تپسی چگونه خواهد بود؟ با مهندسی معکوسِ داده‌های منتشرشده در صورت‌های مالی سال ۱۴۰۳، میانگین مبلغ ۸۱ هزار تومانیِ سفرها و درآمد حدود ۲٫۳ همتی از محل کمیسیون ۱۵ درصدی، به جدول زیر می‌رسیم:

ارزش تخمینی سفرهای تپسی

شاخص آماری تپسی (سال ۱۴۰۳)

مبلغ / تعداد

منبع / مبنای محاسبه

درآمد از محل کمیسیون‌ها

۲٬۳۰۲ میلیارد تومان

صورت‌های مالی ۱۴۰۳

میانگین مبلغ هر سفر

۸۱ هزار تومان

گزارش‌های عملکرد شرکت

تعداد کل سفرهای ثبت‌شده

حدود ۱۸۹ میلیون سفر

محاسبه (درآمد تقسیم بر ۱۵٪ کمیسیون، تقسیم بر کرایه)

مجموع ارزش سفرها (Gross Bookings)

حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان

محاسبه (۱۸۹ میلیون سفر × ۸۱ هزار تومان)

معادل دلاری Gross Bookings

۲۲۵٫۷ میلیون دلار

تبدیل ارزی با نرخ میانگین ۶۸ هزار تومان

همان‌طور که در تخمین‌های قبلی دیدیم، استارتاپ کریم با ضریبی معادل ۲٫۴۶برابرِ تراکنش‌های مالی‌اش توسط اوبر خریداری شد. اگر برای تپسی در یک ایرانِ نرمال و بدون تحریم، ضریب محافظه‌کارانه‌ی ۱٫۸۵برابری را در نظر بگیریم، ارزش کسب‌وکار تپسی به‌شکل زیر تفکیک می‌شود:

  • ارزش هسته‌ی اصلی (تاکسی اینترنتی): با اعمال ضریب ۱٫۸۵ روی مبلغ ۲۲۵٫۷ میلیون دلاریِ تراکنش‌ها، ارزش بخش حمل‌ونقل به‌تنهایی به عدد ۴۱۷٫۵ میلیون دلار می‌رسد.
  • ارزش بازوهای جانبی: تپسی سرویس‌های نوپایی نظیر تحویل غذا، ارسال بسته و سفارش از سوپرمارکت را نیز توسعه داده است. اگر ارزش تمام این سرویس‌ها را معادل ۱۰ درصد از ارزش هسته‌ی اصلی لحاظ کنیم، حدود ۴۲٫۵ میلیون دلار به مبلغ نهایی افزوده می‌شود.
  • ارزش‌گذاری نهایی گروه: در یک اقتصاد استاندارد، ارزش کل گروه تپسی براساس خروجی‌های سال ۱۴۰۳ به مبلغی در حدود ۴۶۰ میلیون دلار می‌رسید.

بنابراین محاسبات نشان می‌دهد که تپسیِ ۱۴۰۳، حتی بدون سایه‌ی تحریم‌ها نیز همچنان با تبدیل‌شدن به یک یونیکورنِ میلیارد دلاری فاصله داشته است.

باوجود فاصله‌ تا یونیکورن شدن، سرعت رشد تپسی بسیار بالاست

باوجود فاصله‌ی فعلی تا جایگاه یونیکورن، تپسی با سرعت رشد بالایی روبه‌جلو حرکت می‌کند. صورت‌های مالی نشان می‌دهد که این شرکت در سال ۱۴۰۳ با درآمد عملیاتی ۲۶ هزار میلیارد ریالی، رشد خیره‌کننده‌ی ۱۳۷درصدی درمقایسه‌با ۱۴۰۲ تجربه می‌کند.

از آنجا که براساس آمار تپسی، میانگین مبلغ سفرها در سال ۱۴۰۳ تنها ۲۱ درصد افزایش یافته، مشخص می‌شود که عامل اصلیِ رشد، نه صرفا تورم؛ بلکه افزایش واقعی تعداد سفرها بوده است. تداوم شیب صعودی، پتانسیل تپسی برای رسیدن به اعداد و ارقام یونیکورن‌هایی مثل کریم طی سال‌های آینده را اثبات می‌کند.

برای درک بهتر پتانسیل تپسی، می‌توانیم درآمد تپسی را با حذف اثرِ کاهش ارزش پول ملی و براساس شاخص برابری قدرت خرید (PPP) بسنجیم:

  • درآمد هم‌تراز جهانی: براساس داده‌های بانک جهانی، ضریب تبدیل PPP برای ایران معادل ۱۱۸٬۲۶۸ ریال است. اگر درآمد عملیاتی یک‌ساله‌ی تپسی را با این نرخ هم‌تراز کنیم، به درآمدی معادل ۲۲۰ میلیون دلار در اقتصاد آمریکا می‌رسیم.
  • مقایسه با بازار آمریکا: اهمیت درآمد تپسی زمانی مشخص می‌شود که آن را در کنار بازیگران جهانی قرار دهیم؛ شرکتی مانند Lyft در بازار آمریکا با رکورد ۹۴۵ میلیون سفر و با وجود ثبت زیان عملیاتی ۱۸۸ میلیون دلار، در حال حاضر ارزش بازاری معادل ۵٫۵ میلیارد دلار دارد.

مقایسه‌ی تپسی با لیفت به‌روشنی نشان می‌دهد که زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال ایران، در صورت اتصال به اقتصاد آزاد، چه حجم عظیمی از ارزش‌آفرینی محبوس‌شده را در دل خود جای داده‌اند.

اسنپ؛ ارزشمندترین استارتاپ ایران

اسنپ هم مانند بسیاری از شرکت‌های خصوصی، علاقه‌ی چندانی به انتشار عمومی و شفافِ آمار مالی‌اش ندارد؛ اما وقتی پای پلتفرمی با این مقیاس در میان باشد، همیشه راه‌هایی برای تخمین ابعاد واقعی آن وجود دارد. در اینجا، داده‌های شفاف تپسی مانند یک خط‌کش عمل می‌کند تا با آن حجم عملیات و تراکنش‌های غول اقتصاد دیجیتال ایران را با تقریب خوبی محاسبه کنیم.

گزارش عملکرد اسنپ نشان می‌دهد که این سوپراپ در سال ۱۴۰۳، رکورد خیره‌کننده‌ی بیش‌از ۱٫۵ میلیارد سفر را فقط در سرویس تاکسی اینترنتی خود به ثبت رسانده؛ اگر فرض کنیم رفتار قیمتی کاربران و کرایه‌ها در هر دو پلتفرم اصلی کشور تقریبا مشابه است و همان مبلغ ۸۱ هزار تومان (میانگین هزینه‌ی سفر تپسی) را مبنا قرار دهیم، به مقیاس عملیاتیِ شگفت‌انگیزی در جدول زیر می‌رسیم:

ارزش تخمینی سفرهای اسنپ

شاخص آماری اسنپ (سال ۱۴۰۳)

مبلغ / تعداد

منبع / مبنای محاسبه

تعداد کل سفرهای ثبت‌شده (تاکسی اینترنتی)

بیش از ۱٫۵ میلیارد سفر

گزارش سالانه‌ی اسنپ در سال ۱۴۰۳

میانگین مبلغ هر سفر

۸۱ هزار تومان

تعمیم‌یافته از داده‌های شفاف تپسی

مجموع ارزش سفرها (Gross Bookings)

حدود ۱۲۲ هزار و ۶۲۱ میلیارد تومان

محاسبه‌ی ریاضی

معادل دلاری Gross Bookings

۱٫۸ میلیارد دلار

تبدیل ارزی با نرخ میانگین ۶۸ هزار تومان

رسیدن به مبلغ ۱٫۸ میلیارد دلار برای مجموع ارزش تراکنش‌ها، عدد بسیار بزرگی است که سرویس تاکسی اینترنتی اسنپ را از نظر مقیاس عملیاتی، به سطح استارتاپ‌هایی مثل کریم در خاورمیانه می‌رساند؛ اما روی این حجم عظیم از تراکنش‌ها چه قیمتی می‌توان گذاشت؟ 

همان‌طور که در بخش‌های قبلی به‌صورت تقریبی محاسبه کردیم، استارتاپ کریم با ضریب ۲٫۴۶برابرِ ارزش تراکنش‌هایش توسط اوبر خریداری شد. حالا اگر در سناریوی فرضیِ ایرانِ نرمال و بدون تحریم، همان ضریب محافظه‌کارانه‌ی ۱٫۸۵برابری را که برای تپسی استفاده کردیم، برای اسنپ هم در نظر بگیریم، ارزش‌گذاری آن بدین شکل خواهد بود:

  • ارزش هسته‌ی اصلی (تاکسی اینترنتی): با اعمال ضریب ۱٫۸۵ روی مبلغ ۱٫۸ میلیارد دلاری تراکنش‌ها، ارزش بخش حمل‌ونقل اسنپ به ۳٫۳۴ میلیارد دلار می‌رسد.
  • ارزش بازوهای جانبی (سوپراپ): اسنپ سال‌هاست که دیگر فقط یک پلتفرم درخواست خودرو نیست. بازوهای محبوبی مثل اسنپ‌فود، اسنپ‌پی، اسنپ‌مارکت، اسنپ‌باکس و اسنپ‌شاپ روزانه میزبان میلیون‌ها کاربر هستند. اگر ارزش مجموع این سرویس‌ها را با یک نسبت محتاطانه، تنها معادل ۳۰ درصد از ارزش هسته‌ی اصلی در نظر بگیریم، عدد نهایی حدود ۱ میلیارد دلارِ دیگر افزایش می‌یابد.
  • ارزش‌گذاری نهایی گروه: با تجمیع اعداد، ارزش کل اکوسیستم اسنپ در یک اقتصاد آزاد و استاندارد به مبلغ ۴٫۳۴ میلیارد دلار می‌رسد.

محاسبات بالا نشان می‌دهد که اسنپ هم‌اکنون در جایگاه بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین استارتاپ ایران قرار می‌گیرد؛ غولی که از نظر حجم تراکنش‌ها و نفوذ در بازار، تمام پتانسیل‌های لازم برای قرارگیری در جمع باارزش‌ترین یونیکورن‌های خاورمیانه را دارد؛ اما در حال حاضر پشت دیوارهای اقتصاد تحریم‌زده‌ی کشور محبوس مانده است.

چرا رویای یونیکورن شدن در ایران محقق نمی‌شود؟

اعداد و ارقام به‌دست‌آمده نشان می‌دهند که نرسیدن استارتاپ‌های ایرانی به جایگاه یونیکورن به ضعف عملکرد آن‌ها یا کوچک‌بودن بازار هدف ارتباطی ندارد و به‌طور مستقیم از شرایط اقتصاد کلان کشور نشأت می‌گیرد. اگر ایران در شرایط اقتصاد عادی و بدون تحریم قرار داشت، سرمایه‌گذاری خارجی و گسترش فعالیت به کشورهای دیگر ممکن بود، پلتفرم‌هایی مثل دیجی‌کالا و اسنپ بی‌تردید به یونیکورن تبدیل می‌شدند و حتی پتانسیل عبور از این جایگاه را هم داشتند.

در کنار اسنپ و دیجی‌کالا، تپسی هم با سرعت رشد بالای خود پتانسیل زیادی برای رسیدن به سطح ارزش‌گذاری یونیکورن نشان می‌دهد. باید پلتفرم‌های مهم دیگری مثل دیوار، علی‌بابا و ازکی را نیز در نظر گرفت. هرچند آمار مالی شفافی از عملکرد این شرکت‌ها منتشر نمی‌شود؛ اما با توجه به سهم بازار و حضور گسترده‌شان در زندگی روزمره‌ی کاربران ایرانی، آن‌ها نیز روی کاغذ ویژگی‌های لازم برای بدل‌شدن به کسب‌وکارهای میلیارد دلاری را دارند.

در اقتصاد تحریم و منزوی ایران، کسب‌وکارها پیش‌از رشد، دغدغه‌ تاب‌آوری دارند

اما واقعیت امروز اقتصاد ایران مسیر متفاوتی را به کسب‌وکارها تحمیل کرده است. سال گذشته میانگین نرخ دلار در بازار آزاد ۶۸ هزار تومان بود و اکنون حوالی ۱۱۰-۱۲۰ هزار تومان نوسان می‌کند. شرکت‌های ایرانی برای اینکه بتوانند این سطح از تورم را جبران کنند و فقط ارزش دلاری سال گذشته‌ی خود را ثابت نگه دارند، باید رشد درآمدی نجومی به ثبت برسانند و همین مسئله توسعه را بسیار دشوار می‌کند.

مطمئنا اگر کشور در شرایط تحریمی و تورمی فعلی نبود و نرخ دلار طی هشت سال گذشته از مبالغ ۳ تا ۴ هزار تومان به اعدادی تا ۱۶۵ هزار تومان نمی‌رسید، امروز شرایط کاملا متفاوت بود و شرکت‌های بیشتری می‌توانستند در سطح یونیکورن ظاهر شوند. در وضعیت فعلی، شرکت‌های اقتصاد دیجیتال ایران بیشتر از آنکه تمرکز خود را روی ارزش‌گذاری‌های میلیارد دلاری بگذارند، در تلاش برای تاب‌آوری و حفظ پایداری کسب‌وکارشان هستند.

تبلیغات
تبلیغات

نظرات