سقوط ۵۷ درصدی بازار کار ایران؛ ضربه قطعی اینترنت مهلکتر از جنگ ۱۲ روزه زد
این سقوط ۵۷ درصدی در ماه گذشته حتی از افت تقاضاهای جذب و استخدام در بازار کارِ دوران جنگ ۱۲ روزه (با ۳۵ درصد افت) نیز فراتر رفته و زنگ خطر بحران را برای اشتغال کشور به صدا درآورده است. دادههای پلتفرم کاریابی ایرانتلنت نشان میدهد اختلالات اینترنت، ضربهای مهلکتر از یک بحران نظامی بر پیکره اشتغال در کشور وارد کرده و کسبوکارهای کوچک با افت ۷۴ درصدی تقاضای نیرو، در آستانه نابودی قرار گرفتهاند.
به گزارش زومیت، اگر این روزها سری به لینکدین بزنید، دیگر خبری از پستهای پرشورِ «من استخدام شدم» یا عکسهای دستجمعی تیمسازیهای رنگارنگ، دستاوردهای کارآفرینان و کارجویان و... نیست.
در واقع، لینکدینی که زمانی فضای شور و شوق، توسعه زندگی، رشد فردی و... داشت حالا بیشتر شبیه به یک مراسم سوگواری شده است. کاربران در غم ازدستدادههایشان به سر میبرند؛ شغلها و موقعیتهایی که از دست رفتهاند و اهدافی که حالا با تعدیلهای ناگهانی نقش بر آب شدهاند.
تایملاین لینکدین فارسی در سایه سنگین روبانهای سبز رنگِ «Open to Work» فرورفته است. اما پشت این پروفایلهای سبزپوش، واقعیتی هولناکتر از یک تغییر شغل ساده نهفته است؛ واقعیتی که آمارهای تکاندهنده پلتفرم کاریابی ایرانتلنت بیشتر توضیحش میدهد.
سقوط آزاد: ۵۷ درصد منفی در بازار کار
آسیه حاتمی، مدیرعامل ایرانتلنت، در گفتوگو با زومیت آماری را ارائه میکند که میتوان آن را «اعلام وضعیت قرمز» برای بازار کار ایران دانست. طبق دادههای ایرانتلنت، بازار کار ایران از زمان شروع اختلالات و قطعی اینترنت در ماه گذشته، افتی ۵۷ درصدی را تجربه کرده است؛ افت در میزان تقاضای استخدام از سوی شرکتها و کارفرمایان.
برای درک عمق فاجعه، کافیست این عدد را با دوران «جنگ ۱۲ روزه» مقایسه کنیم؛ در آن بحران نظامی و زیر سایه جنگ، بازار کار افتی ۳۵ درصدی داشت. اما امروز، اختلال اینترنت و ناامیدی حاکم بر فضا، ضربهای مهلکتر از جنگ بر پیکره اشتغال وارد کرده است.
قتلعام کسبوکارهای کوچک و متوسط: افت ۷۴ درصدی استخدام
به گفته حاتمی و بر اساس آمارهای ایران تلنت، قربانیان اصلی این وضعیت، شرکتهای کوچک و متوسط (SME) هستند. دادههای این پلتفرم نشان میدهد که در سه هفته ابتدایی شروع قطعی سراسری اینترنت بینالملل، تقاضای نیروی کار در این شرکتها ۷۴ درصد سقوط کرده است؛ سقوطی به معنای مرگ خاموش کارآفرینی.
شرکتهای بزرگتر اگرچه هنوز سرپا هستند، اما آنها هم ترمز دستی را کشیدهاند. استخدامها در این شرکتها متوقف شده و همه چیز به «پایدار شدن شرایط» موکول شده است؛ شرطی که با وضعیت فعلی، افقی برای تحقق آن دیده نمیشود. مشاهدات زومیت حکایت از توقف استخدام در شرکتهای بزرگی چون همراه اول و تعدیل نیرو در بزرگترین و نامآشناترین استارتاپهای کشور دارد.
تکنولوژی؛ قربانی اول در صف اعدام
دادههای ایرانتلنت نشان میدهد که در بین صنایع مختلف، کسبوکارهای اینترنتی سنگینترین ضربه را خوردهاند. یک نمونه موردی از یکی از شرکتهای مطرح حوزه فینتک، حکایت از افت ۷۰ درصدی درآمد در هفتههای اختلال اینترنت دارد.
چرا این عدد ترسناک است؟ چون ساختار هزینه در شرکتهای تکنولوژی با کارخانههای تولیدی متفاوت است. حدود ۷۰ درصد هزینههای یک شرکت تِک یا استارتاپ، هزینه نیروی انسانی است. در واقع، به گفته حاتمی «وقتی اینترنت نیست، ابزار کار نیست؛ وقتی ابزار نیست، درآمد نیست و وقتی درآمد ۷۰ درصد افت میکند، پرداخت حقوق آن ۷۰ درصد نیروی انسانی، عملا غیرممکن میشود.»
مدیرعامل ایرانتلنت معتقد است در این شرایط دیگر بحث «بیرحمی کارفرما» مطرح نیست؛ بحث «ناتوانی مطلق» در پرداخت به میان آمده است.
قیچی دولتی: مالیات و بیمه در عصر فورسماژور
حاتمی میگوید تراژدی واقعی آنجاست که در این شرایط فورسماژور، نهادهای دولتی همچنان با همان منطق شرایط عادی عمل میکنند. کارفرما از یک سو با مشتریان شاکی طرف است که به دلیل اختلال اینترنت سرویس نگرفتهاند و از سوی دیگر زیر فشار سنگین اداره مالیات و تأمین اجتماعی له میشود که مطالبات خود را بیکموکاست میخواهند:
دولت که خود عامل اختلال در زیرساخت حیاتی این کسبوکارهاست، هیچ بسته حمایتی یا تنفسی درستی برای آنها در نظر نگرفته است. نتیجه این میشود که کارفرما برای بقای هسته اصلی بیزنس، مجبور به قربانی کردن بخشی از بدنه میشود.- آسیه حاتمی، مدیرعامل ایرانتلنت
آناتومی یک تعدیل؛ کارفرماها چگونه اخراج میکنند؟
حاتمی در گفتوگو با زومیت فرایند دردناک تعدیل نیرو را به سه مرحله تشریح میکند که اکنون بسیاری از شرکتها در حال طی کردن آن هستند. مرحله اول ارزیابی سفتوسخت کارکنان و حذف افرادی است که کمترین بازدهی را دارند؛ مرحلهای که او اسمش را «پاکسازی عملکردی» میگذارد.
مرحله دوم «توقف رویاپردازی» است؛ یعنی توقف کامل بخشهای توسعهای (R&D). تیمهایی که روی آینده شرکت کار میکردند، قربانی میشوند تا «امروز»ِ شرکت زنده بماند. مرحله نهایی اصطلاحا «قطع عضو» است که یعنی حذف کامل خطوط تولید یا خدماتی که زیانده هستند یا حاشیه سود پرریسک دارند. در این مرحله، تر و خشک با هم میسوزند، هرچند ممکن است نیروهای ستاره بهجای تعدیل، به بخشهای دیگر منتقل شوند.
کابوس اسفند؛ موج دوم در راه است
اما خبر بدتری که مدیرعامل ایرانتلنت برای بازار کار کشور دارد این است که به اعتقاد او هنوز به نقطه اوج بحران در عرصه اشتغال کشور نرسیدهایم:
با نزدیک شدن به پایان سال و اتمام قراردادهای کاری در اسفندماه، موج جدیدی از «عدم تمدید قراردادها» در راه است. کارجویان و نیروهای متخصصی که حالا بیکار شدهاند، با بازار کاری مواجهاند که در آن نهتنها فرصت شغلی جدیدی خلق نمیشود، بلکه صندلیهای موجود نیز روزبهروز کمتر میشوند.- آسیه حاتمی، مدیرعامل ایرانتلنت
چه باید کرد؟
در این اتمسفر مسموم، تنها کورسوی امید، «تابآوری مشترک» است. گزارشها نشان میدهد در برخی شرکتها، نیروهای کلیدی و دلسوز خودجوش به میدان آمدهاند تا با خلاقیت، راههایی برای دور زدن بحران پیدا کنند. آنها شرکای استراتژیک کسبوکارند که میدانند در این کشتی طوفانزده، نجات شرکت، نجات خودشان است.
اما واقعیت تلخ این است: تا زمانی که سیاستگذاران درک نکنند که «اینترنت» برای این کسبوکارها حکم «اکسیژن» را دارد و تا زمانی که برای پایدارسازی فضای اقتصادی اقدامی نکنند، روبانهای سبز لینکدین هر روز بیشتر خواهند شد و نخبگان بیشتری به ناچار، چمدانها را برای مهاجرت آماده خواهند کرد.