خاموشی دیجیتال چطور افراد دارای معلولیت را منزوی کرد؟ وقتی کلمات از یاد رفتند

یک‌شنبه 3 اسفند 1404 - 13:15
مطالعه 5 دقیقه
افراد دارای معلولیت در قطعی اینترنت
تا به حال کسی را دیده‌اید که با قطعی اینترنت کلمات را فراموش کرده باشد؟ احتمالا نه. کسی را دیده‌اید که این ۲۰ روز کل ارتباطاتش را از دست داده باشد؟
تبلیغات

روز دوم قطعی اینترنت وقتی آنتن‌ها برگشت یکی‌یکی گوشی‌ها زنگ می‌خوردند، همه تماس‌ها برای سهند و ۹۹ هزار ناشنوای دیگر بی‌معنا بود. تلفن را برمی‌داشت و چه می‌گفت؟ چه می‌شنید؟ آن‌ها تا شنبه بیست‌وهفتم دی‌ماه که پیامک‌ها برگشتند، هیچ راهی برای باخبر شدن از دیگران و باخبر کردن دیگران از خود نداشتند.

برای سپهر ۸ ساله با معلولیت ذهنی، فرقی داشت اینترنت باشد یا نباشد؟ زمین تا آسمان فرق داشت. تا امروز خانواده‌اش میلیون‌ها تومان هزینه گفتاردرمانی او کرده بودند تا به حدی از آموزش‌پذیری برسد. با قطع اینترنت سپهر دوباره به نقطه اول برگشت و کلمات را فراموش کرد.

دریافت اخبار با لب‌خوانی حرف‌های سوپرمارکت محل

تخیل این که هر فرد دارای معلولیت چه آسیبی از قطعی اینترنت دیده برای آن‌هایی که طور دیگری جهان را زیسته‌اند سخت است. روزی که اینترنت را از ناشنوایان گرفتند، انگار تازه معنای سکوت را فهمیده باشند. شبکه خبر کفاف آنچه برای دانستن نیاز داشتند را نمی‌داد. سهند ساعت‌ها در سوپرمارکت دستش را به پیشخوان تکیه می‌داد، به دهان مردم نگاه می‌کرد و می‌ایستاد که فروشنده اخبار را از زبان مردم بشنود و برایش لب‌خوانی کند.

سهند ساعت‌ها در سوپرمارکت می‌ایستاد تا فروشنده برایش شمرده‌شمرده اخبار را از زبان مردم بشنود و برای او لب‌خوانی کند

برای ناشنواها اما چیزی به معنای خبر در این شرایط وجود ندارد. فقط یک کلاغ چهل کلاغ است که آدم‌ها حضوری به آن‌ها می‌رسانند.

تماس می‌گرفتیم تا فقط اسممان روی تلفن بیفتد

تماس‌ها که وصل شد تلفن را برمی‌داشت و مثل گم‌شده‌ای در یک جزیره که با دود به دیگران علامت می‌دهد، به نزدیکانش زنگ می‌زد. «تماس می‌گرفتیم که اسممان روی تلفن بیفتد و دیگران بدانند هنوز زنده‌ایم. که دوستان و خانواده‌مان نگران نشوند.» او مرد جوان مستقلی است که تنها در تهران زندگی می‌کند و تا امروز برای این زندگی نیازی به کمک دیگران نداشت. اما کسی هیچ‌وقت حساب قطعی ۲۰ روزه اینترنت را می‌کرد؟

تایپ می‌کند و در جواب به یکی از سوال‌های زومیت می‌نویسد: «بعد از چند روز پیامک‌ها وصل شد و چرخ زندگی خیلی آهسته شروع به حرکت کرد اما تماس تصویری هنوز قطع بود. برای ناشنوایان، تماس تصویری فقط یک امکان اضافی نیست؛ این تنها راه ارتباط طبیعی ماست. ما با تصویر صحبت می‌کنیم. ما با زبان اشاره زندگی می‌کنیم و قطع تماس تصویری یعنی قطع زبان.»

بعد از اتصال اینترنت بود که کم‌کم دنیا دستش آمد. مثل کشته شدن دوست ناشنوایش، علی‌اکبر چراغی در همین اعتراضات. مرد ۳۰ ساله، ناشنوا و بدون قدرت تکلم که نزدیک سوپرمارکت خود در محله شاه‌عبدالعظیم کشته شده است. نام او در فهرست اسامی کشته‌شده‌های دولت هم دیده می‌شود. مادرش در بهشت‌زهرا برای دوستان ناشنوایش روایت کرده بود که سوپرمارکتشان تنها چند کوچه پایین‌تر قرار داشت؛ بی‌خبر از صدای شلیک پشت سر، جانش را از دست داد.

مثل این بود که زبانمان را بریده باشند

سهند دوباره به تایپ کردن ادامه می‌دهد: «آن چند روز، زمان مثل یک ساعت شکسته بود. قطعی تماس تصویری مثل این بود که زبانمان را بریده باشند.»

او می‌گوید خانواده دوستش، شیدا و شبنم و مادرشان ناشنوا هستند که دیگر نمی‌توانستند با پیامک یا اینترنت به همدیگر خبر بدهند کی و کجا همدیگر را ببینند. تماس تلفنی هم که برقرار شد دردی از آن‌ها دوا نکرد. به همین خاطر مادر شده بود واسطه پیام آن‌ها.

برای آن‌ها قطعی تماس تصویری مثل راه رفتن در مه غلیظی بود که نمی‌دانستند پشت قدم بعدی بیراهه است یا زمین صاف. به قول خودش «ناشنوا در بحران، مثل کسی است که در یک فیلم صامت گیر افتاده. با این تفاوت که فیلم واقعی است و پایان این فیلم برای آن‌ها می‌تواند مرگ‌آور باشد.»

دولت می‌توانست به کودک اوتیستیک من بگوید چرا اینترنت را قطع کرد؟

افراد بزرگسال دارای معلولیت ممکن است متوجه متفاوت بودن شرایط و قطعی اینترنت شوند ولی وقتی اینترنت‌ها را خاموش کنند، والدین یک کودک اوتیستیک دیگر چطور می‌توانند تا یک ماه، هر روز و هر ساعت و هر دقیقه برای او تکرار کنند که به کارتون مورد علاقه‌اش دسترسی ندارد؟ این حرفی است که یک مادر با این شرایط به زومیت می‌زند.

وقتی اینترنت‌ها را خاموش کنند، والدین یک کودک اوتیستیک چطور می‌توانند یک ماه، هر روز و هر ساعت و هر دقیقه برای او تکرار کنند که به کارتون مورد علاقه‌اش دسترسی ندارد؟

او می‌گوید: «خود همان دولت یا هرجایی که اینترنت را خاموش کرده به فرزند من هم می‌توانست توضیح دهد چرا این کار را کرده است؟ اصلا ایده‌ای داشت اتفاقی که در این برهه برای کودک من افتاده چه تبعاتی می‌تواند برای ما داشته باشد؟»

در سایت آفلاین ایران مجموعه روایت‌های متنوعی از آسیب خاموشی‌ها بر افراد منتشر شده است که چند مورد از آن‌ها روایت افراد دارای معلولیت است:

من یه معلول جسمی خونه‌نشینم بیشتر به اجبار شرایط از کار تا آموزش و سرگرمیام در بستر اینترنت بین‌الملل بود (پینترست، اینستا، یوتیوب و‌...) این روزها هیچ تفاوتی با یه زندانی ندارم. چند دوست داشتم که همه مهاجرت کردند. حتی ارتباطم با اون‌ها هم قطع شده و تا روزم به شب برسه زجر می‌کشم. نمی‌دونم غصه چیو بخورم همه چیزم رو از دست دادم. {...} همینطوریش هم جامعه به من و امثال من سخت گرفته بود با خونه‌نشین کردنمون.
- روایت یکی از افراد دارای معلولیت در سایت آفلاین‌ایران

ترانه خواهری با معلولیت جسمی حرکتی دارد. راه نمی‌رود و کم‌حرف است اما مسیر خودش را برای سرگرمی در اینترنت پیدا کرده بود. یکی از نزدیکانش به زومیت می‌گوید: «او در تمام این یک ماه به افق خیره شد. ما می‌توانستیم راه برویم. غذا بپزیم. بیرون برویم. اما او هیچ کاری برای انجام دادن نداشت.»

استقلالمان را از دست دادیم

وقتی اینترنت قطع شود و اپلیکیشن‌های خرید آنلاین از کار بیفتد، بیشتر افراد کفش و کلاه می‌کنند و سراغ خرید حضوری حضوری می‌روند اما افراد دارای معلولیت چطور؟ بهروز مروتی، فعال حقوق افراد دارای معلولیت، در گفت‌وگو با زومیت به رنج مضاعف این رخداد اشاره می‌کند و مثال می‌زند:

افراد دارای معلولیت نمی‌توانستند حضوری به مراکز درمانی رجوع کنند و همین موضوع در روند درمانشان وقفه ایجاد کرد

«بسیاری از افراد دارای معلولیت به‌خاطر آماده نبودن جامعه، خدماتشان را اینترنتی دریافت می‌کردند؛ دارو و مایحتاج زندگیشان را اینترنتی می‌خریدند اما وقتی اینترنت نباشد ناچار به کمک گرفتن می‌شوند و این استقلالشان را از آن‌ها می‌گیرد.»

قطعی اینترنت، درمان ما را متوقف کرد

مروتی اضافه می‌کند: «افرادی که گفتاردرمانی یا جلسات روانشناسی داشتند با همین محدودیت‌ها روبه‌رو بودند. افراد دارای معلولیت برای گرفتن نوبت از مراکز درمانی دچار مشکل شدند و مانند بقیه نمی‌توانستند حضوری به مراکز رجوع کنند؛ همین موضوع در روند درمانشان وقفه ایجاد کرده بود.»

به گفته او، امروز در جامعه ما افرادی با معلولیت زندگی می‌کنند که از راه اینترنت درآمد دارند و برای کسب‌و‌کارهایشان سال‌ها زحمت کشیده‌اند. بعضی بلاگر هستند، برخی پیج‌های صنایع دستی دارند، بعضی از آن‌ها محصولات خانگی می‌فروشند و برخی هم خدمات آموزشی مثل تدریس زبان انگلیسی یا عربی ارائه می‌دهند که قطعی اینترنت از لحاظ معیشتی آن‌ها را دچار مشکل کرد.

این فعال حقوق افراد دارای معلولیت توضیح می‌دهد که هرچند قطع اینترنت برای همه اقشار تجربه‌ای دشوار و پرهزینه بود، اما برای افراد دارای معلولیت معنایی فراتر از یک اختلال فنی داشت؛ انزوای اجباری فشارهای روانی را تشدید کرد و احساس طردشدگی را در برخی افراد پررنگ‌تر ساخت.

آنچه این محدودیت حدودا یک‌ماهه اینترنت را در نگاه آنان به اقدامی نابخشودنی تبدیل می‌کند، پیامدهایش است؛ این خاموشی دیجیتال به تجربه‌ای از گسست ارتباطی، اضطراب مداوم و تشدید افسردگی منجر شد؛ رنجی مضاعف برای سهند، سپهر، خواهر ترانه و دیگر کودکان و افراد بزرگسال دارای معلولیت.

تبلیغات
تبلیغات

نظرات