اما برخی برابرترند؛ آسیب‌های توزیع یک اینترنت تبعیض‌آمیز طبقاتی

یک‌شنبه 20 اردیبهشت 1405 - 12:26
مطالعه 3 دقیقه
اینترنت طبقاتی
مائده امینی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی برای زومیت نوشت: اینترنت پرو سیاست تحقیرآمیز این روزهاست که احساس ناخوش مورد تبعیض بودن را یادآوری می‌کند.
تبلیغات

 روزنامه‌نگاران موجودات صبور و عجیبی‌اند. یعنی حداقل باید باشند. مثل بسیاری از مردم در این روزهای سنگین و سخت.

اهالی رسانه، گاهی برای گرفتن یک حقی یا روشن کردن یک مسیری، مجبور می‌شوند که بارها و بارها از اظهر من المشس‌هایی بنویسند که گفتن ندارد. اما روزنامه‌نگار ناگزیر به مداومت در گفتن و جنگیدن است. موضوعاتی مثل اهمیت برابری شهروندان در دسترسی به زیرساخت‌های ملی. مثل محکوم کردن دسترسی تبعیض‌آمیز به آب، هوا، غذا و اینترنت بین‌الملل!

اینترنت طبقاتی و بازتولید خشم در جامعه

حالا دیگر تقریبا ۴ ماه است که بیشتر ما از همان دسترسی نصفه‌نیمه‌ای که به جریان آزاد اطلاعات داشتیم، محرومیم. پیش از این روزهای سیاه اما سیم‌کارت‌هایی که بعدها نام آن‌ها «سفید» گذاشته شد، تا مدت زیادی ورد زبان‌ها و ترند سوشال مدیا بود.  آدم‌ها وقتی می‌فهمیدند که امکانی برای برخی وجود دارد که در روزگار قطعی اینترنت، بدون دردسر به جهان آزاد اطلاعات متصل شوند، عصبانی و هرکدام سفیر تولید انبوهی از خشم می‌شدند.

خشمی که نه یک احساس زودگذر بلکه منطقی و معتبر به شمار می‌رفت چون «اصول کلیدی قانون اساسی در حوزه برابری و زیرساخت» نیز آن را – حداقل روی کاغذ- فهمیده و درباره آن سکوت نکرده است.

شاید لازم است که دوباره با هم به یاد بیاوریم که در اصل ۱۹ و ۲۰ این سند ملی، بر برابری حقوقی آحاد ملت و برخورداری از امکانات اقتصادی و اجتماعی بدون تبعیض تاکید شده است.

چیزهایی ساده بسیار دیگری هم هست که دوباره باید با هم آن‌ها را به یاد بیاوریم: مثل این که اینترنت بین‌الملل امروز خود تبدیل به یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌ها برای همه ایرانی‌ها شده است. مثل این که دسترسی آزادانه به آن یک حق اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی برای شهروندان است و تبعیض در ایجاد دسترسی به آن، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اعتماد عمومی وارد می‌کند.

تبعیض در دسترسی به اینترنت آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اعتماد عمومی می‌زند

دیگر توجیه روزنامه‌‌نگار بودن، کسب‌و کار داشتن، پرستار، وکیل، دکتر، پژوهشگر و هر چیزی بودن افکار عمومی را اقناع نمی‌کند، چراکه امروز هرکس به نوعی، به شکلی و از مسیری حداقل بخشی از حیات جسمی،‌روحی و اقتصادی‌اش به دسترسی به اینترنت بین‌الملل گره خورده است.

همه این یادآوری‌های ساده در حالی است که چند هفته‌ای از توزیع رانت جدیدی به نام اینترنت پرو می‌گذرد. اینترنتی که بعد از آن قائله سیم‌کارت‌های سفید، دوباره خود تبدیل به علتی برای انتشار خشم میان میلیون‌ها شهروندی شده که ماه‌هاست از دسترسی به یکی از زیرساخت‌های جدی خود محرومند و احساس ناخوش مورد تبعیض واقع شدن را تجربه می‌کنند.

اینترنت طبقاتی و اقتصاد دیجیتالی که نجات پیدا نخواهد کرد

«هر سیاستی که منابع عمومی را به‌صورت نابرابر توزیع کند، در درازمدت نه‌تنها منجر به حل مساله نمی‌شود بلکه بستر ایجاد رانت و تشدید نابرابری را فراهم می‌کند». احتمالا این گزاره، یکی دیگر از آن اظهر من الشمس‌هایی است که دوباره باید درباره آن حرف بزنیم. انگار یادمان رفته که اقتصاد دیجیتال دقیقا برای ساختن چیزهایی آمده بود، که حاکمیت در حال از بین بردن آن‌هاست.

طراحان ایده‌ی اینترنت طبقاتی، احتمالا بر این باورند که برای نجات اقتصاد، می‌توان «دسترسی عمومی» را از «دسترسی حرفه‌ای» تفکیک کرد. در واقع تفکری در کشور وجود دارد که معتقد است کسب‌وکارها و نهادهای مشخص می‌توانند به اینترنت آزادتر دسترسی داشته باشند تا چرخ اقتصاد به واسطه قطعی‌های طولانی اینترنت متوقف نشود. فارغ از این که چطور می‌توان بدون حضور کاربران حضور کسب‌وکارها را معنا کرد، نباید فراموش کنیم که این منطق عملا بر یک پیش‌فرض اشتباه استوار است چراکه مدت‌هاست مرز روشنی میان «کاربر» و «کسب‌وکار» وجود ندارد.

اقتصاد دیجیتال دقیقا همین مرز را از بین برده است. امروز یک کاربر می‌تواند هم‌زمان تولیدکننده محتوا، فروشنده، فریلنسر یا حتی صاحب یک کسب‌وکار کوچک باشد. پلتفرم‌ها این امکان را فراهم کرده‌اند که هر فرد، بخشی از زنجیره ارزش شود.

در چنین شرایطی، محدود کردن دسترسی عمومی به اینترنت، مستقیما به معنای محدود کردن ورودی این زنجیره است و واقعیت تلخ این است که ساختن یک نظم جدید در قالب سیم‌کارت سفید، اینترنت پرو یا هر دسترسی طبقاتی دیگر، نمی‌تواند بر اوضاع اجتماعی یا اقتصادی فعلی سرپوش بگذارد یا آن را عادی جلوه دهد.

پرداخت یک میلیون‌ تومان برای دسترسی به یک گیگ اینترنت آسیب به کرامت انسانی مردم است

پس ما نباید خسته شویم و نمی‌شویم. می‌نویسیم تا یادآوری کنیم نظمی که برای کنترل این روزها ساخته شده، مردود است. می‌نویسیم تا صدای خیل بسیاری که ماه‌هاست از حقوق بدیهی خود محروم شده‌اند باشیم و بگوییم ساختاری که در آن قرار گرفته‌ایم چقدر برای همه ما تحقیر‌آمیز است.

می‌نویسیم تا دسترسی به اینترنت طبقاتی به هر شکل را محکوم کرده باشیم و به یاد بیاوریم در روزی که ۱۵ میلیون نفر دیگر به جامعه دریافت‌کنندگان کالابرگ اضافه شده‌اند، پرداخت هزینه‌های گزاف ۵۰۰ هزار تومانی و یک میلیون‌ تومانی برای دسترسی به یک گیگ اینترنت بین‌الملل نه‌تنها در توان اقتصادی مردم نیست بلکه به کرامت انسانی آن‌ها آسیب می‌زند. می‌نویسیم به امید آن که روزهای بهتری در انتظار ایران و ساکنان صبورش باشد.

نظرات