روایت اُکالا از بازار سوپرمارکتی متلاطم این روزها؛ اثر نوسانات قیمت و چالشهای زنجیره تامین
کسبوکارها و برندهای FMCG بهخصوص از نیمه دوم سال ۱۴۰۴ با چالشهای فراوانی از جمله تغییر سیاستهای مرتبط با ارز ترجیحی، افزایش قیمت ارز و تورم، محدودیتهای تامین مواد اولیه و بحرانهای ناشی از جنگ مواجه بودند.
فریال توصلی. معاون بازرگانی اُکالا، در تحلیلی از دادههای این پلتفرم توضیح میدهد که این موارد نهتنها روی قیمت تمامشده محصولات، بلکه روی اولویتهای خرید از سمت مشتریان و تولید و نحوه عرضه کالا از سمت برندها نیز اثرگذار بوده است.
تغییرات قیمتها، تورم و تغییر رفتار مصرفکننده
بنا به گزارش مرکز آمار ایران تورم نقطه به نقطه در اردیبهشت ماه ۱۴۰۵، برای «خوراکیها و آشامیدنیها» ۱۲۹ درصد اعلام شده است. با بررسی دادههای اُکالا در سال ۱۴۰۴، میتوان تورم سالانه و نقطهبهنقطه کالاهای FMCG را محاسبه کرد. قیمت محصولات ۹ گروه کالای اساسی و اصلی، ۱۷۱درصد افزایش داشته است. این عدد از میانگین افزایش قیمت گروههای کالایی «روغن»، «برنج»، «گوشت مرغ»، «ماست»، «شیر»، «تن ماهی»، «رب»، «کنسرو و غذای آماده» و «نوشابه» استخراج شده است.
در جدول زیر، گروههای کالایی با بیشترین نرخ تورم نقطهبهنقطه در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ (نسبت به اردیبهشت سال گذشته) با استناد به دادههای اُکالا نمایش داده شدهاند.
همچنین، تغییرات قیمتی در بازههای زمانی کوتاه و بلند قابل مشاهده است و برخی کالاها مانند تنقلات یا لبنیات، نوسانات هفتگی دارند. دقیق شدن روی رفتار کاربران اُکالا به طور واضح نشان میدهد این نوسانات پیوسته و تغییر قیمتها اثر مستقیمی بر رفتار مصرف کننده داشته و در سبدهای خرید، کالاهای اساسی و ضروریتر سهم بیشتری دارند و سهم کالاهای غیرضروری مانند تنقلات و نوشیدنیها کاهش یافته است.
وضعیت تامین، واکنش تولیدکنندگان و تغییر مسیر تولید
تولیدکنندگان، پاسخ به تغییر رفتار مصرفکننده و البته محدودیتهای زنجیره تأمین و ضرورت حفظ پایداری در تولید را با تغییرات استراتژیک در تولید دادهاند. به عنوان مثال برخی برندها از تنوع سبد محصولاتشان کم کردند و تمرکز بیشتری بر تولید کالاهای پرتقاضاتر و ضروریتر داشتند. تعداد محدودی از برندها هم در فاصله زمانی کوتاهی تولید گروه کالاهایی اساسی مانند خواروبار را به خطوط تولید خود اضافه کردهاند. در واقع شرکتها بیشترین تمرکز خود را بر تولید محصولات اصلی و ضروری بازار گذاشتهاند و از تولید محصولات کماولویت یا لوکس موقتاً کم کردهاند.
بحرانها و محدودیتهای اخیر، ریسکهای تأمین را در گروههای مختلف FMCG متفاوت کرده است. گروه محصولی شویندهها، تنقلات و لبنیات با چالشهای بیشتری روبهرو هستند. در صنعت شوینده، بخش زیادی از مواد اولیه وارداتی است. رایحهها، برخی ترکیبات و حتی بخشی از بستهبندیها وابسته به واردات یا پتروشیمی هستند. از طرف دیگر، در تولید این محصولات باید استانداردهای خاصی را رعایت کنند و امکان جایگزینی همه مواد اولیه بهسادگی وجود ندارد. سال گذشته در بهمنماه، افزایش قیمت حدود ۷۰ درصدی در شویندهها اتفاق افتاد که در این صنعت بیسابقه بود.
در زیرگروههای تنقلات هم مسئله جدی است. بیسکویت، کیک، شکلات، دسر و محصولات مشابه به مواد اولیهای مثل اسانس، شکر و سایر ترکیبات وارداتی وابستهاند. شکر هم با مشکل تأمین و افزایش قیمت روبهرو شده است. در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ گروه محصولی «کیک و کلوچه» و «بیسکوییت، ویفر و کراکر» هرکدام بهترتیب ۲۰۵درصد و ۱۳۹درصد نسبت به اردیبهشتماه سال ۱۴۰۴ افزایش قیمت داشتهاند.
در گروه محصولی لبنیات، ماده اصلی شیر تازه است، اما همه ماجرا فقط شیر نیست. برای تولید محصولاتی مثل پنیر، ماست، کره و برخی محصولات دیگر، از استارتر کالچر و مواد تکمیلی استفاده میشود که پایه بسیاری از آنها وارداتی است و در ایران تولید نمیشود. به همین دلیل، حتی اگر شیر تازه تأمین شود، تولید برخی محصولات لبنی همچنان با چالش مواجه است. نوسانات قیمت ۵ تا ۱۰ درصدیی برخی محصولات لبنی هر هفته تکرار میشود.
کالابرگ و سیاستهای حمایتی
با وجود استقبال از پروژه کالابرگ و موفقیت در اجرا، اما به نظر میرسد اثر محدودی بر ایجاد توازن بین قدرت خرید و افزایش قیمتها داشته است، زیرا افزایش قیمتها به طور پیوسته ادامه دارد و اثربخشی کالابرگ به سرعت خنثی میشود. هدف کالابرگ جبران بخشی از عقبماندگی قدرت خرید بود، اما ادامه تورم باعث میشود این سیاست بهتنهایی نتواند مشکل را حل کند.
بازار در شرایط عدم قطعیت
در مجموع، دادههای اُکالا و تعامل مستمر این پلتفرم با برندهای FMCG نشان میدهد بازار در سال ۱۴۰۴ و ابتدای ۱۴۰۵ وارد دورهای از بازتعریف الگوهای مصرف و تولید شده است. تداوم تورم، ابهام در تأمین مواد اولیه و نوسانات بازار، چالشهای این صنعت را در ماههای پیشرو تشدید خواهد کرد. در چنین شرایطی، توانایی برندها در مدیریت زنجیره تأمین، تمرکز بر نیازهای اصلی بازار و تصمیمگیری مبتنی بر داده، نقش تعیینکنندهای در حفظ پایداری کسبوکارها خواهد داشت. در این شرایط، اُکالا تلاش کرده با ارائه دادهها و تحلیلهای بازار به برندها، در تصمیمگیری سریعتر و مدیریت بهتر چالشهای تأمین و تقاضا نقش موثرتری ایفا کند.