دنیای مدرن ما مدیون این ۵ شاهکار تکنولوژی است
دوشنبه 3 فروردین 1405 - 14:10مطالعه 8 دقیقهدههی ۱۹۸۰ برای همیشه در حافظهی فرهنگی جهان بهعنوان دورهای ثبت شده که دیجیتال شدنِ ابتدایی در آن شتاب گرفت؛ دورهای که انقلابهای فناورانهاش از قلب پزشکی تا مدار زمین امتداد داشت؛ از قلب مصنوعی گرفته تا شاتل فضایی.
اغراق نیست اگر بگوییم دههی ۸۰ یکی از تأثیرگذارترین دههها در تاریخ معاصر بوده است؛ دههای که چند نوآوری و جهش فناورانهی مهم، شالودهی جهانی را ساخت که امروز در آن زندگی میکنیم. در ادامه، نگاهی میاندازیم به پنج مورد از تأثیرگذارترین فناوریهای دهه ۱۹۸۰ که هنوز هم بر زندگی روزمرهی ما سایه انداختهاند.
این لیست کوتاه بههیچوجه به معنای نادیدهگرفتن سایر نوآوریها نیست، بهویژه آنهایی که فناوریهای علمی و پزشکی را متحول کردند؛ اما متأسفانه (یا شاید خوشبختانه)، حجم و گسترهی اثرگذاری آنها بهقدری زیاد است که نمیتوان همه را یکجا خلاصه کرد.
کامپیوتر شخصی مکینتاش
اغلب ما نمیتوانیم دنیایی بدون کامپیوتر و دستاوردهایش را حتی تصور کنیم. همه چیز از ژانویه ۱۹۸۴ شروع شد، زمانی که استیو جابز با رونمایی عمومی از مکینتاش، نام خود را در تاریخ ثبت کرد.
هرچند مشخصات فنی این دستگاه با استانداردهای امروزی چندان چشمگیر به نظر نمیرسد (اولین مکینتاش تنها ۱۲۸ کیلوبایت رم داشت!) اما شیوه تفسیر و ذخیرهسازی اطلاعات توسط بشر را برای همیشه تغییر داد. دلیلش هم چند عامل بود که همزمان با مکینتاش معرفی شدند: رابط کاربری گرافیکی مدرن و طراحی ارگونومیک سنتی موس و کیبورد.
اگر راحتی داشتن یک کامپیوتر شخصی جمعوجور را کنار بگذاریم، همینکه که شما میتوانستید به یک صفحهنمایش نگاه کنید و با استفاده از یک موس در آن پیمایش کنید، در آن زمان چیزی کمسابقه بود:
الگوی کار با صفحهنمایش، ماوس و کیبورد از همینجا جا افتاد و هنوز هم تغییر اساسی نکرده است
البته مکینتاش اولین کامپیوتر شخصی نبود؛ این عنوان جذاب به Kenbak-1 تعلق دارد که در سال ۱۹۷۱ عرضه شد. پیش از آن هم پردازشگرهای واژهی دیجیتال و کامپیوترهایی با صفحهکلید و نمایشگر جداگانه وجود داشتند؛ مثل Sinclair ZX Spectrum که از پرفروشترین رایانههای تاریخ است.
کاری که مکینتاش انجام داد، کنار هم گذاشتن همهی این نوآوریها در یک بدنهی واحد بود: نمایشگر، درایو فلاپی و امکان دسترسی به دادهها از طریق ماوس.
باتوجهبه اینکه اینترنت در آستانهی ظهور بود، این کار به ساختن اولین خودرو با پدالهای سنتی و دندهی استاندارد شباهت داشت؛ آن هم قبل از اینکه پمپبنزینی اختراع کنیم.
دنیای دیجیتال ما بدون ارگونومی رایج موس و کیبورد چه شکلی میشد؟ تصورش تقریباً غیرممکن است و همه اینها به این فرمت محبوب برمیگردد. بااینحال، بهعنوان یک نسخه تکاملیافته و نه یک اختراع مستقیم، باید اعتباری هم برای پیشگامان اولیه تکنولوژی کامپیوتر دیجیتال قائل شویم.
تلفن همراه موتورولا DynaTAC
رقابت با کامپیوترهای شخصی در فهرست فناوریهای اثرگذار دههی ۸۰ آسان نیست، اما تلفن همراه بیتردید یکی از جدیترین نامزدهاست. آن روزها اگر در خانه نبودیم، برای تماس تلفنی باید به باجههای تلفنعمومی میرفتیم و سکه در دستگاههای بزرگ متصل به خط ثابت میانداختیم.
این باجهها در واقع خیلی بیشتر از آنچه انتظار دارید دوام آوردند؛ مثلاً در آمریکا آخرین باجه تلفنعمومی را ماه می ۲۰۲۲ برداشتند. شاید اگر اولین تلفن همراه تجاری جهان یعنی موتورولا دایناتک معرفی نمیشد؛ هنوز هم نمونههایی از باجهها مشغول کار بودند.
DynaTAC توسط پیشگام تکنولوژی، مارتی کوپر ساخته شد و سال ۱۹۸۳ سر از بازار درآورد؛ اختراعی که راه را برای تحولی باز کرد که در آن زمان کمتر کسی میتوانست پیشبینیاش کند.
این «آجر» گرانقیمت، جد بزرگ تمام گوشیهای هوشمندی است که امروز لحظهای از خود جدا نمیکنیم
کوپر اولین تماس با تلفن همراه را تنها ده سال قبلتر برقرار کرده بود و تلفنهای خودروییِ قبل از آن، وزنی بیش از ۳۵ کیلوگرم داشتند و کاربران را به اپراتورهای مخابراتی وصل میکردند.
خود دایناتک هم در نگاه اول چندان جذاب نبود؛ اول اینکه در سال ۱۹۸۳ قیمتی معادل ۳۹۹۵ دلار داشت و به خاطر ظاهرش آجر لقب گرفته بود. تعداد کاربران اولیهاش هم چند هزار نفر میرسیدند و هر شهر بزرگ معمولاً تنها با یک فرستنده پوشش داده میشد.
کمتر از نیمقرن طول کشید تا تلفن همراه از کالایی لوکس و جالب به ابزاری تقریباً همگانی و در بسیاری موارد ضروری تبدیل شود. امروز اغلب مردم دستکم یک تلفن همراه یا هوشمند دارند و این مسیر از دههی ۸۰ آغاز شد.
تعداد نوآوریهای تکنولوژیکی که به واسطه ارتباط آنی این دستگاهها ممکن شد، قابلشمارش نیست؛ به همین دلیل این اختراع احتمالاً یکی از مهمترین دستاوردهای تاریخ بشر بهشمار میآید.
دوربین یکبارمصرف فوجیفیلم
روزی روزگاری عکاسی آماتور سرگرمی نسبتاً خاصی برای علاقهمندان جدی محسوب میشد. دوربینها اغلب بزرگ و سنگین بودند و گاهی به تجهیزات جانبی مثل فلاشهای جداگانه نیاز داشتند.
شرکت پولاروید در دهه ۱۹۷۰ با دوربین SX-70 SLR Land این وضعیت را تغییر داد: دوربینی که عکس را بلافاصله بیرون میداد و حدود ده دقیقه بعد ظاهر میشد. اما نوآوری دیگری در سال ۱۹۸۶ عرضه شد که عکاسی را برای هر کسی با بودجهای محدود ممکن کرد: دوربین یکبارمصرف. حالا میتوانستید به داروخانه بروید، یک دوربین بخرید و مثل حرفهایها عکس بگیرید، هرچند با کیفیتی پایینتر.
فوجیفیلم دوربین QuickSnap را معرفی کرد؛ محصولی که در ژاپن با نام اوستورون دسو (به معنای عکس میگیرد) شناخته میشد. این مفهوم از نگرشی کاملاً متفاوت و انقلابی به عکاسی نشأت میگرفت:
تیم فوجیفیلم بهجای اینکه فیلم را داخل دوربین قرار دهند، دوربین را دور فیلم ساختند؛ آنها یک حلقه فیلم یکبارمصرف طراحی کردند که لنزی در بدنه آن تعبیه شده بود. این طراحی ساده و قابل تولید انبوه، شاخهای تازه در عکاسی آماتور ایجاد کرد که هنوز هم زنده است.
فوجیفیلم با یک ایده ساده، عکاسی را از هنری لوکس به سرگرمی ارزان و همگانی تبدیل کرد
یکی از دلایل گسترش سریع دوربینهای یکبارمصرف، رقابت داخلی بین فوجیفیلم و کداک بود؛ رقابتی که با معرفی دوربین Fling از سوی کداک برای مقابله با QuickSnap آغاز شد.
این رقابت در اواخر دههی ۸۰ و دههی ۹۰ همراه با ورود شرکتهای دیگر، به پیشرفتهای متعددی انجامید که در نهایت به سود مصرفکننده تمام شد. هرچند عکاسی دیجیتال بهتدریج جای این دوربینها را گرفت و سپس دوربینهای باکیفیت تلفنهای همراه وارد میدان شدند.
بااینحال دوربینهای یکبارمصرف هرگز بهطور کامل جایگزین دوربینهای فیلمخور باکیفیت و مناسب برای مبتدیان نشدند، محصولاتی که هنوز هم ارزان و در دسترساند. جالب اینکه دوربینهای یکبارمصرف کلاسیک و مراکز ظهور عکس منسوخ نشدهاند و همچنان برای علاقهمندان در دسترساند، هرچند نه به گستردگی دوران اوجشان.
واکمن سونی
واکمن کلاسیک یکی دیگر از نوآوریهایی است که ریشهاش به پیش از دههی ۸۰ برمیگردد، دقیقتر بگوییم به سال ۱۹۷۹، زمانی که ماسارو ایبوکا، یکی از بنیانگذاران سونی، آرزو داشت در پروازهای طولانی بتواند به موسیقی گوش دهد.
سونی در جولای همان سال واکمن را به بازار ژاپن معرفی کرد؛ محصولی که بهسرعت به پدیدهای فراگیر تبدیل شد و شیوهی گوشدادن مردم به موسیقی را تغییر داد. میزان فروش اولیه حتی خود سونی را غافلگیر کرد و محبوبیت دستگاه خیلی زود از مرزهای ژاپن فراتر رفت و جایگاه این شرکت را بهعنوان یک غول صنعت تثبیت کرد.
واکمن به مردم موهبت حریم خصوصی را هدیه داد تا هرجا که میخواهند با موسیقیشان تنها باشند
برای درک اهمیت واکمن، باید به دوران پیشازاین دستگاهها برگردیم، زمانیکه گوشدادن به موسیقی در حرکت، یا به رادیوی خودرو محدود بود یا به دستگاههای قابلحملی با بلندگوی خارجی.
در مقابل، واکمن به کاربر خود موهبت حریم خصوصی را هدیه داد. با نبود خروجی صوتی بیرونی؛ هدفونها ناگهان در دبیرستانها، در فضاهای شلوغ، در هواپیماها و هر جای عمومی دیگری تقریباً همهگیر شدند و به همه اجازه دادند در زمان دلخواه به موسیقیشان گوش دهند.
امروز نمیتوانیم تصور کنیم کسی بدون هدفون در پارک میدود، حتی اگر خودمان هدفون به گوش نزده باشیم. تغییر از اینجا آغاز شده بود.
باور کنید یا نه، واکمن هنوز هم پس از ۴۵ سال تولید میشود. البته دیگر تنها پخشکنندهی صوتی بازار نیست؛ هر تلفن متصل به اینترنت میتواند همان کار را انجام دهد. اما پیش از ایرپادها، مردم این دستگاههای نوارخورِ بزرگ آلومینیومی را به کمرشان میبستند و از موسیقی و لحظاتشان لذت میبردند.
دیسک فشرده
وقتی صحبت از دگرگونی شیوه مصرف رسانه میشود، دیسکهای فشرده جایگاه ویژهای دارند، یا بهطورکلی دیجیتالیشدن موسیقی. پیش از آن عبارت Be Kind, Rewind (لطفاً مهربان باشید و فیلم را به اول برگردانید) نه فقط برای نوارهای VHS، بلکه برای کاستهای صوتی هم صدق میکرد.
برای کسانی که آشنا نیستند، این کاستها نوارهای مغناطیسی بودند که در محفظهای پلاستیکی قرار داشتند، با دو سمت A و B. برای شنیدن هر طرف، باید نوار را برمیگرداندید. ساده است، نه؟ خب، مشکل دو جنبه داشت:
ظهور سیدی پایانی بود بر کابوس جلو و عقب کردن دستی نوارهای کاست قدیمی
اولاً، قرقره نوار کاست ممکن بود آسیب ببیند و ثانیاً کاربر مجبور بود برای انتخاب آهنگهای خاص، نوار را بهصورت دستی جلو و عقب ببرد و برای و برای شنیدن کامل دوباره به ابتدا برگردد.
این وضعیت با ورود رسانههای دیجیتال تغییر کرد و نخستین نمود جدی آن دیسک فشرده بود. سیدی که نخستینبار در سال ۱۹۸۲ بهصورت انبوه تولید شد، وعدهی پایان جستوجوی دستی در کاستها و کنارگذاشتن صفحههای وینیل بزرگ و آسیبپذیر را میداد.
مانند واکمن ریشهی این فناوری هم به ۱۹۷۹ بازمیگردد؛ زمانی که برای نخستینبار ذخیرهی داده به این شکل عملی شد.
در ابتدا سیدیها عمدتاً برای موسیقی استفاده میشدند و حدود ۸۰ دقیقه صدا را در خود جای میدادند. با افزایش ظرفیت ذخیرهسازی، این فناوری بعدها به DVD و Blu-ray و فرمتهای دیگر گسترش یافت.
سیدیها در زمان خود، ابزارهایی بسیار کارآمد برای ذخیرهی انواع مدیا بودند؛ از فیلم و موسیقی گرفته تا بازیهای ویدئویی و نرمافزارهای کامپیوتری. تا دههی ۲۰۰۰، نوار کاست تقریباً به کالایی کمکاربرد و حاشیهای تبدیل شد.
سال ۲۰۱۰ نیز آخرین خودرویی که بهصورت کارخانهای پخشکنندهی کاست داشت تولید شد: لکسوس SC-430؛ خودرویی که اغلب از آن بهعنوان یکی از بدترین خودروهای جهان یاد میشود.
این مطلب در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ تهیه و در تاریخ ۳ فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد.