اپل در ۵۰ سالگی؛ ۸ نوآوری بزرگ که دنیای ما را تغییر داد
چهارشنبه 12 فروردین 1405 - 16:00مطالعه 8 دقیقهدر اوایل دههی ۱۹۷۰، تصور اینکه یک فرد معمولی صاحب کامپیوتر باشد، کمی مضحک به نظر میرسید. کامپیوترهای آن زمان بیشتر شبیه یک اتوبوس دوطبقه پر از تجهیزات الکترونیکی بودند تا وسایل خانگی؛ ماشینهای غولپیکر که در مراکز داده توسط تیمهای متخصص اداره میشدند و در خدمت دولتها، دانشگاهها و شرکتهای بزرگ بودند.
اما بعد اپل وارد میدان شد.
این استارتاپ سیلیکون ولی که در ۱ آوریل ۱۹۷۶ توسط دانشجویان انصرافداده، استیو جابز و استیو وزنیاک تاسیس شده بود، کامپیوتر را اختراع نکرد؛ اما کاری که انجام داد، شاید حتی از این هم مهمتر بود:
قبل از اپل، کامپیوترها بیشتر به صورت کیت فروخته میشدند، اما جابز متوجه شد که مردم میخواهند آنها را بهصورت پیشساخته و آمادهی استفاده داشته باشند. پس تصمیم گرفت کامپیوتر را به یک تکنولوژی شخصی تبدیل کند.
بهمناسبت سالگرد تاسیس اپل، در اینجا مهمترین دستاوردهای این شرکت در ۵۰ سال گذشته را به هم مرور میکنیم:
Apple II؛ ساده اما متمایز
کامپیوترهای شخصی اولیه بیشتر شبیه اسباببازی بودند تا ابزار واقعا کاربردی. اما Apple II که در ژوئن ۱۹۷۷ عرضه شد، کاملا متفاوت بود. این کامپیوتر، سبک و حتی رنگ آن (بژ!) از بقیه متمایز بود و با جعبههای فلزی سیاه رایج در آن زمان تفاوت داشت.
استفاده از گرافیک رنگی هم تازگی داشت و هم هیجانانگیز بود و استفاده از صفحهکلید، بسیار لذتبخش بود. یک اسپیکر ساده که فقط خروجی تک بیتی داشت، به طرز هوشمندانهای برای تولید صدا و حتی صداهای شبیه گفتار تنظیم شده بود. این انقلاب طراحی به بستهبندی نیز گسترش یافت: جری مناک، اولین طراح داخلی اپل، دستگاه را در یک قاب پلاستیکی قالبگیریشده قرار داد که براق و حرفهای به نظر میرسید.
موس؛ روشی کاملا جدید برای تعامل
در سال ۱۹۷۹، استیو جابز ۲۴ساله که فکر میکرد غول تکنولوژی IBM دارد به اپل نزدیک میشود، به دنبال محصول بزرگ بعدی رفت. شرکت زیراکس که قصد خرید سهام قبل از عرضهی اولیهی اپل را در سر داشت، این شرکت را به بازدیدی از آزمایشگاههای تحقیقاتی خود دعوت کرد. جابز متوجه شد که محققانی مانند آلن کی (Alan Kay) در مرکز تحقیقات زیراکس در پالوآلتو در حال طراحی نسل بعدی رابطهای کامپیوتری بودند.
مهمترین بخش این تحقیقات، دستگاهی بود که داگلاس انگلبرت (Douglas Engelbart) در دانشگاه استنفورد در اواسط دههی ۱۹۶۰ اختراع کرده و به «موس» معروف شده بود. تصویری که انگلبرت از کامپیوتر بهعنوان ماشینهایی برای تقویت ذهن انسان در نظر داشت، الهامبخش کی و همکارانش برای ایجاد نمایشهای گرافیکی بود که کاربران در آن با نوارهای اسکرول، دکمهها، منوها و پنجرهها تعامل داشته باشند.
اگرچه جابز ابتدا به نوآوریهای زیراکس تردید داشت، اما خیلی زود به پتانسیل این فناوریها پی برد و مصمم شد تا آنها را در محصولات اپل پیادهسازی کند.
مکینتاش؛ طلوع عرضه محصول مدرن
جابز که معتقد بود هر کسی باید بتواند از کامپیوتر استفاده کند، در ژانویهی ۱۹۸۴ و با عرضهی اولین Apple Mac، این ایده را به واقعیت تبدیل کرد. نیاز قدیمی به دستورات پیچیدهی کامپیوتری و دفترچههای راهنما، یکباره ناپدید شد. کاربران اولیه احساس میکردند که دقیقا میدانند چطور با کامپیوتر کار کنند و همهچیز را خودشان انجام دهند.
اما عرضهی مک تنها جهش تکنولوژیکی دیگری برای اپل نبود، بلکه الهامبخش ترند آشنای عرضهی محصول مدرن نیز شد. پس از پخش تیزر تبلیغاتی با نام «۱۹۸۴» در سوپر بول به کارگردانی ریدلی اسکات، جابز در ۲۴ ژانویه از یک سالن ۱,۵۰۰ نفره برای ساخت صحنهای متمرکز بر اجرای یک مجری کاریزماتیک استفاده کرد. جابز یک کامپیوتر کوچک و مربعی و بژ رنگ (که آن زمان به عنوان مکینتاش شناخته میشد) را از کیف خود بیرون آورد و با تشویق فراوان حضار همراه شد.
پیکسار؛ فعالیت جانبی جابز
شرکت اپل در دههی اول تاسیس، با سرعتی استثنایی رشد کرد، اما چندین بار به ورشکستگی مالی نزدیک شد. این امر، یکی از دراماتیکترین لحظات در تاریخ اپل را رقم زد: در ماه می ۱۹۸۵ شرکت مجبور به اخراج استیو جابز شد.
یک سال بعد، درحالیکه جابز حالا مسئول شرکت نوپای NeXT بود، بخشی از شرکت فیلمسازی جورج لوکاس را خریداری کرد که کمی بعد به پیکسار تغییر نام داد. نرمافزار «RenderMan» این شرکت، تصاویر را با توزیع پردازش در چندین ماشین بهطور همزمان تولید میکرد.
پیکسار که به شوخی از آن بهعنوان «فعالیت جانبی» جابز نام میبرند، به یکی از تأثیرگذارترین و ارزشمندترین شرکتهای تولید انیمیشن جهان تبدیل شد و اولین انیمیشن بلند کاملا تولیدشده با کامپیوتر را با نام «داستان اسباببازیها» در سال ۱۹۹۵ به نمایش درآورد.
آیمک؛ ملاقات ذهنهای خلاق
پس از تلاشی ناموفق برای توسعهی یک سیستمعامل جدید با IBM، اپل سرانجام شرکت NeXT جابز را خرید. در سپتامبر ۱۹۹۷، جابز بهعنوان مدیرعامل موقت به اپل بازگشت، درحالیکه شرکت تنها «دو ماه تا ورشکستگی» فاصله داشت. این اقدام اگرچه مورد استقبال بسیاری از کاربران اپل قرار گرفت، اما برخی از کارکنان آن را وحشتزده کرد. جابز بهسرعت شروع به اخراج کارمندان و کنارگذاشتن محصولات ناموفق کرد.
در طول این بازسازی، جابز از استودیوی طراحی اپل بازدید و بلافاصله با طراح جوان بریتانیایی، جانی آیو ارتباط برقرار کرد. ملاقات آنها منجربه تولید iMac شفاف و رنگی در سال ۱۹۹۸ شد. آیمک (حرف «i» مخفف اینترنت) که در اصل ماشینهای NeXT کوچکتر و ارزانتر بودند، رسم «رهاکردن تکنولوژی قدیمی» را هم در اپل آغاز کرد: درایو فلاپی دیسک حذف و با درایو سیدی جایگزین شد؛ اقدامی که در آن زمان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، اما بعداً بهطور گسترده کپیبرداری شد.
آیپاد؛ ۱۰۰۰ آهنگ در جیب شما
برای اپل، رایانش همیشه فراتر از خود رایانه بود. در سال ۲۰۰۱، این شرکت علاوهبر متن و تصویر، شروع به تمرکز بر پردازش صدا و ویدئو کرد. بدینترتیب، تا نوامبر همان سال، آیپاد را عرضه کرد که میتوانست «۱۰۰۰ آهنگ در جیب شما» ذخیره کند؛ در مقایسه، هر نوارکاست واکمن سونی فقط میتوانست حداکثر ۲۰ تا ۳۰ آهنگ را در خود جای دهد.
آیپاد از یک «چرخ کلیک» ظریف برای تعامل با صفحهنمایش استفاده میکرد. موسیقی هم از طریق یک برنامهی جدید به نام آیتونز همگامسازی میشد. تا سال ۲۰۰۵، مردم از آیتونز برای مدیریت صدای دانلودشده بهطور خودکار از اینترنت با فرآیندی به نام RSS استفاده میکردند. این امر به نوبهی خود منجر به ظهور پادکست شد.
آیفون؛ کامپیوتری در دستان همه
تا سال ۲۰۰۷، بسیاری از شرکتهای تلفن همراه با اپل برای ادغام آیپاد با گوشیهای خود تماس گرفته بودند. اما در ۹ ژانویه، جابز جاهطلبانهترین محصول اپل تا به امروز را معرفی کرد: ترکیبی از تلفن، پخشکنندهی موسیقی و کامپیوتر مک، همه در اندازهی یک هندست با صفحهنمایش بزرگ و بدون صفحهکلید فیزیکی.
بیشتر کارشناسان رسانهها، از تککرانچ گرفته تا گاردین، پیشبینی کردند که آیفون شکست خواهد خورد. استیو بالمر، مدیرعامل آن زمان مایکروسافت، با تمسخر قیمت ۵۰۰ دلاری آیفون گفت هیچکس آن را نمیخرد. اما ۱٫۴ میلیون آیفون تا پایان سال فروخته شد و بیش از ۳ میلیارد دستگاه دیگر از آن زمان تاکنون فروخته شده است. تولد آیفون، کامپیوتر را در دستان همه قرار داد و راه را برای ظهور رسانههای اجتماعی باز کرد.
انقلاب نرمافزاری اپاستور
تا اواسط سال ۲۰۰۸، آیفون به توسعهدهندگان دیگر این فرصت را داد تا طیف چشمگیری از اپلیکیشنهای جدید ایجاد کنند. همزمان، اپاستور که در ۱۰ جولای ۲۰۰۸ راهاندازی شد، یکی از پیچیدهترین مشکلات آن زمان، یعنی نحوهی توزیع و تجاریسازی اپلیکیشن را حل کرد. تا پیش از این، اپلیکیشنها اغلب توسط کاربران، کپی و بهطور آزادانه بین هم توزیع میشدند، اما اپاستور این روند را تغییر داد و با استفاده از رمزگذاری قوی، اطمینان حاصل کرد که نسخهی فروختهشده فقط توسط کاربر خاصی قابل استفاده است و درنتیجه سرقت نرمافزار را از بین برد.
با ایجاد اولین فروشگاه اپ، اپل نحوهی کشف و خرید نرمافزار توسط مردم را تغییر داد. این امر منجر به تولید انفجاری برنامهها و ایدهای ساده اما قدرتمند شد: هر کاری که میخواستید انجام دهید، کسی، جایی قبلاً آن را ساخته بود. اپل این تغییر را در شعاری که حالا بخشی از زبان روزمره شده است، ثبت کرد: «برای آن برنامهای وجود دارد».
این شرکت، در زمان درست به اهمیت قراردادن کامپیوتر دردسترس همه پی برد و بارها و بارها با محصلاتش، ارزش این تکنولوژی را ثابت کرد. تولدت مبارک، اپل!